امپراطوردوهزارساله باميان راصلصال وملکه آنراشامامه نامندکه

درسال دوهزار ميلادی به توب بسته شدند

پولیس افغانستان می بیندامامردم افغانستان توهین می شود! - Bamian (باميان)

Bamian (باميان)
۱۳۸٥/۳/٦
پولیس افغانستان می بیندامامردم افغانستان توهین می شود!

مقدمه:

همیشه نوشتن برایم سخت بوده است، هرچنددرذات خودبسیارآسان است آسانترازاینکه باکسی گب بزنی آنهم درشرایطی که کمترآدمهاهمدیگررادرک می کنندوکمتربهم اطمنان دارند، بااین حال گاه گاهی که کاسه دل لبریزمی گرددمي نويسم.

پارسال ازفسادآداری ومشکلات مردم دراداره پاسپورت نوشتم، نمی دانم اکنون مشکلات مردم حل شده است یانه ولی رسانه هاراجع به انعکاس مشکلات آن اداره فعالیتهای خوبی داشتند.

امسال می خواهم راجع به صف ایستادن مردم دربرابرسفارت ایران بنویسم، صفی که هرروزمی بینم وسخت رنج می برم ازاینکه اگرکارونان برای وطنداران مانیست اماحمایتی نیزازانان وجودندارد، حمایتی که حق شان است بدان دلیل که تبعه این آب وخاک هستند.

 

اصلاماجرا:

همین زمستان سرد بودکه شنیدم یک جوان بدلیل ایستادن طولانی مدت درصف وازدحام مردم جانش رادربرابرسفارت ایران ازدست داده است، وهمین زمستان بودکه درسایت بازتاب مطلبی خواندم که یک ایرانی نوشته بود: تاسفارت ایران کاردکانداری می کند سیاستهای ایران قضیه اش معلوم است!

این دوموضوع، باعث شده بودکه سفارت ایران وگرفتن ویزاازآن برایم کابوسی شود، سرانجام چندی پیش بایدبرای کاری به تهران می رفتم، رفتم چهارراه زنبق وبه سفارت ایران، دههاهموطن درصف بودند، پولیس افغانی نیزبازورچماق وچپات مردم رادرصف می کردند گویاوظیفه پولیس ما تحقیروتوهین آدمهایی است که می دانندنیازمندبه گرفتن چیزی هستند واین انسان نیازمندهمیشه ودرهرجای همینگونه تحقیروتوهین می گردد.

گرفتن ویزاازکنسولگری ایران چندگونه است اگرتیکت رفت وبرگشت هوایی داشته باشی فکرکنم سه تاچهارروزه برایت ویزامی دهند(شایعه هم کرده اندکه این تیکت رفت وبرگشت بایدازشرکت هوایی آسمان ایران باشد ونه آریانای آفغانستان) امامسله بهمین سادگی نیست تومجبوری این سه چهاروزرامدام درصف باشی، یکدفعه برای  گرفتن فرم ثبت نام وبعدبرای تحویل دهی آن ویک مرتبه برای واریزکردن پول به بانک آرین ایرانی وبازهم برای تحویل دادن قبض بانک به کنسولگری وبالاخره یک مرتبه هم برای گرفتن پاسپورت درصفهای طویلی دههانفری بایستی.

نوع دیگرویزاویزایی است برای مردمانی که توان خریدتیکت هوایی راندارندومجبورندزمینی مسافرت کنندکاراین عده زاراست آنهابایدروزهادرصف بمانندودراین روزهای درصف ماندن توسط پولیس لت می خورندواگرشده برای دوسه نفرجلوتررفتن رشوه نیزبپردازند.

گویانوعهای دیگری ازویزاگرفتن هم وجودداردکه بیشترازطریق باندهای پولی ویاسفارش ازطرف مقربین افغانی درگاه سفارت ایران انجام می شود امادرمجموع این پروسه منظره ی رادرشهرکابل بوجودآورده است که هرافغان وهرخارجی که ازبرابرسفارت ایران عبورکندمی فهمدکه این ایران چقدربرای مردم افغانستان مهم است که روزهاوساعتها دربرابرآن صف مي ايستند وازدیدکارمندان ایرانی که درون سفارت اندوآگاهانه این صحنه راطراحی کرده اند" چشم همه وبخصوص آمریکایی که اکنون درافغانستان است کورکه نمی داندایران یعنی چه ونیازمردم افغانستان به آن یعنی چه؟"

خوب، من درصف ایستادشدم وبرای دادن پول ویزاکه مبلغ آن سی وسه دالرآمریکایی می شودبه آرین بانک، حسی کسی راداشتم که دروطن خودگویادرایران هستم تمام نهادهاایرانی انگااراینجاسرزمین شان است ازرستوران گرفته تافروشگاههاوحتی شنیده شده است تاکسی رانی کارمی کنندوپول بالامی آورندبخصوص این رستورانهایشان که گوشت وموادافغانی راتوسط کارگران افغانی می پزندودالری بخوردمردم می دهندوهیچ معلوم نیست که آیامالیات می دهندویانه؟ واگرمی دهندبه که ؟ و این درحالی است که مردم افغانستان درایران اجازه هیچ نوع فعالیتی راندارندبجزچندکارشاق که بیشترازعهده برده هابرمی آیدوایرانیان نمی توانندویانبایدبدلیل آسیبهای فزیکی وروانی درآنهاکارکنند.

درمینوی اطلاعیه یی نوشته شده که بالاخره بایدمبلغ به دلارباشد، پول افغانی قبول نیست یعنی اینکه پول خودمادرکشورخودماارزش ندارد، مامورموظف پول راگرفت وبعدگفت بیست افغانی دیگرهم بده ! هیچ نپرسیدم که این بیست افغانی دیگربرای چه ؟ امادرذهنم بودکه وقتی کشوری بی صاحب است همه هرکاری که کردندمی کنند وماهم بایدزودترپول بپردازیم تاکارمان زودترراه بیفتد!

روزدیگری است ومن درمرزهستم

 ازشهرهرات تامرزاسلام قلعه راباموترتاکسی آمده ام اماهستندبسیارموترهایی اتوبوس سیروسفرایرانی که مردم راازهرات تابه مشهدجابجامی کنند، تاهمین یکسال پیش که سرک پخته نبودوظیفه حمل مسافرین بعهده موترهایی افغان هابودولی اکنون برعکس شده است وبیشترموترهای ایرانی است که ازاین کاسبی سودمی برند.

گمرک افغانستان بخصوص نمایندگی وزارت داخله باسرعت کارمی کنند، کافی است ده افغانی بپردازی ودرآنطرف فورامهرخروجی می زنند، وبهمین خاطردرجانب افغانستان هیچ صفی نیست ولی درگمرک ایران ازدحام انسان ساعتهاطول می کشدآنهم ایستادن درهوایی آفتابی به شدت گرم.

اماآنچه باعث شداین مطلب رابنویسم دیدن ماجرایی است که اکنون برایتان شرح می دهم:

ازنقطه صفرکیلومترکه فقط زنجیراست ودکه های پولیس افغانستان وایران درپهلوی هم قراردارد  (ومامورین هردوکشورباهم گب می زنندوگاهی اگرازلباسشان نشناسی تشخیص شان هم مشکل است) تادرورودی گمرک فقط درحدودپنجاه مترفاصله است پیش ازاین مسافرین وقتی خروجی افغانستان رامی گرفتندباپای پیاده می رفتندوواردگمرک ایران می شدندامااین دفعه وقتی رفتم دقیقامردم رادرنقطه صفرکیلومترودربرابرچشم پولیس افغانستان بازورصف می کنندوبعدیک مینی بوس آمده مردم رابه زورداخل آن سوارمی کنندوبعدهمین مینی بوس مسیرپنجامتری تادم گمرك ايران رارفته دوباره مسافرین پایین می شوندوجالب اینکه ازاین اجبارسوارکردنها ازهرنفرمبلغ صدتومان اخذمی کنند.

هدف ازاین برخوردبعنوان نمونه دراین فاصله پنجاه متری سه چیزمهم است

1-  تحقیروتوهین افغانها(این مسله را وقتی درداخل ایران بایک روزنامه نگارایرانی مطرح کردم گفت: قبول دارم که ماایرانیهاحس فاشستی داریم)وبنابراین آنهابه مردمی که فکرکنندزورشان می رسدبااین تحقیروتوهینهاحس برتری طلبی خودشان راارضامی کنند)

2- ایجادیک کاسبی ساده توسط چندمامورمرزی ایران ، روزانه صدهانفرازمرزدوکشورعبورمی کنند وحمل ونقل اجباری مردم واخذصدتومان یک درآمدخوبی است.

3- هنوزدرفکربسیاری ایرانیان است که افغانهاهمان مهاجرین مفلوک سالهای قبل است ودرشرایط حاضرباوجودی که مردم افغانستان صاحب حکومت مشروعی شده اند وتاحدودی اعتبارجهانی راکمایی کرده اندبایدبا شهروندان افغانستان که  باپاسپورت افغانی مسافرت می کنندباحرمت یک مسافربرخوردشودامتاسفانه به مانندمهاجرین ویا مجرمین برخوردمی گردد.

درداین قضیه برای من بیشتراین بودکه دقیقااین برخورددربرابردیدگان پولیس مرزی افغانستان صورت می گیردامامتاسفانه پولیس افغانی یابدلیل بی سوادی ودرک نکردن اهداف پشت پرده ایرانیان ویابدلیل اینکه شایدازامتیازکمتری نسبت به پولیسهای ایرانی برخورداراندودربرابرآنان حس حقارت دارندوشایدهم به این دلیل که ممکن است تعدادی ازآنهاخریده شده باشند هیچ گونه واکنشی نسبت به این اعمال انجام نمی دهند درحالیکه می شودبه راحتی برخوردمتقابل بااتباع ایرانی کردکه رفت وآمدآنهابه افغانستان هم کم نیست.

بلاخره رفتم وچندشهرایران راهم دیدم ودربازگشت تصمیم گرفتم هوایی برگردم رفتم به نمایندگی تیکت فروشی هواپیمایی آریانا، وقتی وارددفتراین شرکت شوی دردرورودی تابلویی ازمقبره حافظ شیراز رانصب کرده اند تیکت گرفتم وبه رییس دفترگفتم این عکس برای چه اینجاست مگرعکسی ازمنارهای هرات یامنارجام یابتهای بامیان ویامناظردیگری ازافغانستان نبودکه اینجامی زدید؟

رییس دفترلبخندی زدوگفت : ولله همی ره راست گفتی؟

نتیجه:

دولت افغانستان بادولت ایران درطول سالهاقراردادهای متعددی امضاکرده اندکه حکومت ایران حداکثراستفاده ازاین قراردادهارابرده اند.

بعنوان مثال درعرصه رسانه ی ایران چندین دفترخبرگزاری مستقل ودولتی شان درافغانستان فعالیت دارندواکثرآنان بیشرناامنیهای افغانستان رابه ایران گزارش می دهند درحالیکه ماهیچ نمایندگیی وهیچ خبرنگاررسمی ی درایران نداریم.

درعرصه مسایل فرهنگی ایران هم اکنون یک ارگان بسیاربزرگ بعنوان خانه فرهنگ ایران درافغانستان داردکه این خانه فرهنگ فعالیتهایی نیزدارد وحتی رییسش بعنوان استاددانشگاه کابل نیزایفای وظیفه می کندولی مانداریم واگرداریم هم فقط درحدیک نفروآنهم دردرون سفارت افغانستان درتهران است وبازهم درهمین زمینه سالانه چندین گروه فلمسازایرانی واردافغانستان می شوندوباتوجه به نگرشهای ایدیولژیک شان فلم می گیرندودراین زمینه ازجانب افغانستان هیچگونه نظارت ویاممانعتی بوجودنمی آید(که دراصل نبایدبیایدبخاطراینکه مایک دولت دموکرات هستیم) اماچندی پیش یک فلمسازافغان خواست فلمی درایران بسازدباوجودی که وزارت خارجه افغانستان مکتوب داده بودوباوجودیکه وزارت ارشادایران به وی اجازه نامه داده بوداماپولیس ایران مانع کاروی می گرددوآخرسردرصورتي به وي اجازه مي دهندکه فلمش زیرنظریک شرکت ایرانی تولیدشود بدين گونه  فلمسازهموطن مامجبورميگرد تامبلغ پول زیادی رابه يك شرکت ایرانی بپردازدتاپوليس آنكشوراجازه فعاليت بدهد.

 

درعرصه فعالیتها ی اقتصادی روزانه دههاکامیون اموال صادراتی باکیفیت بایین(برای اثبات این مسله کافی است که کنسرت تن ماهی جنوب رادرداخل ایران بخریدویکی رادرداخل افغانستان وبعدبازکنیدوببنیدکه وزن وحجم ماهی هرقوتی که یکسان است چقدرتفاوت داردويابعنوان مثال آبليمورا كه مملوازآب خالي است وبنام ليمودرافغانستان فروخته مي شود؟) ازجانب ایران وارد افغانستان می گردد ودههاشرکت اقتصادی ایرانی درداخل افغانستان بدون هیچگونه نظارتی کارمی کنند ازرستوران گرفته تاشرکتهای کلان صنعتی وحتی شنیده ام تعدادی ایرانی بخاطراینکه سهولتی درکارشان ایجادشوندبادادن پول به وزارت داخله افغانستان تذکره افغانی هم گرفته اند.

امازجانب ماصادرات یانیست ویابسیارکم است ودرداخل ایران برای یک عده افغانهایی که مایلند درآنجاودربازارایران کارکنندهیچگونه اجازه ی به آنها غیرازعملگی داده نمی شود.

 بااین عدم توازن درروابط ایران وافغانستان ونبودشفافیت ودرستی درمرواده هافکرمی کنم یک بازنگری اساسی درتمام زمینه هاانجام بگیردودولت افغانستان حداقل یک کمیسیون متخصص برای ارزیابی کیفیت کالاهای ایران تشکیل دهد درغیرآن ملیونهادلارازافغانستان خارج می گرددوآنهم دربرابرهیچ! ودرزمینه برخورداخیرایران بااتباع افغانستان که دادن ویزابه افغانهارامشروط به دعوت نامه کرده اندعین همین برخوردباشرکتهای صادراتی ایران صورت گیردبهرحال ایرانی که درشرایط فعلی باتهدیدتحریم جهانی روبرواست بسیارنیازمندتربه صدورکالاست تانیارمندی مابه صدورکارگربه ایران.

 

...حکایت همچنان باقیست!

همچنان می توانيدبعضی مطالب مرادروبلاگ باميان

bamyan.blogfa.com

ملک شفيعي

[خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]