امپراطوردوهزارساله باميان راصلصال وملکه آنراشامامه نامندکه

درسال دوهزار ميلادی به توب بسته شدند

وبلاگی که نامش راباميان نهاده بودم - Bamian (باميان)

Bamian (باميان)
۱۳۸٢/۸/۱۱
وبلاگی که نامش راباميان نهاده بودم
بسياردورافتاده ام ازدنيايی که دقيق نميدانم آياکهنه شده است ياهمچنان نواست؟
چه ميداندآن بدخشیی که جزکوه ودره وجنگل چيزی نديده است ونامی ازانترنت نشنيده است . يابه چه کارآيد آن بلخیی راکه هرچه ميداندانترنت چيست ولی صدای تفنگ پهلوانهاجزخزيدن به کنج خانه چيزی ديگری برای نشخوارفکرآنان نمی ماند ياآن باميانی چه می کندوبلاگ نويسی راکه هنوزدرحسرت ازدفت رفتن باقی مانده های آثاررادمردان چندهزارساله است وخودچيزی نه آفريده ونه درفکر افريدن آن است ازهمه مهمترکابل هرچندچندتارانترنت درکوچه های خاکی آن آمده ولی شرم داردازديدن کودکان گرسنه ی که حسرت فروختن يک ساجق راصبح تاشب دردل می پروراند.
قندهاردستاربسری که ريش هنوزمظهراقتدارش است چه می کندکه بيايد وباکسی چت کند ياهرات راچه بکارآيد که دراين شرايط خاص فخرفروشی خواجه گان خودرامي نمايد واگرنمی تواندخواجه ديگری به مردم افغانستان بدهدخواجه گگ هايی راکه می تواند.
من اکنون همه شده ام بدخشان رابلخ وباميان راکابل وقندهاروهرات راگشتم وبه خودم نگرستم وديده ام که همه ام اين بودکه مدتی برانترنت وبلاگی که نامش راباميان نهاده بودم لعن فرستادم.

ملک شفيعي

[خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]