امپراطوردوهزارساله باميان راصلصال وملکه آنراشامامه نامندکه

درسال دوهزار ميلادی به توب بسته شدند

وضعيت ناپایدارفرهنگی ! - Bamian (باميان)

Bamian (باميان)
۱۳۸۱/۱٠/۱۸
وضعيت ناپایدارفرهنگی !
وقتی می خواهم ازوضعيت فرهنگی وبخصوص نشرات داخلی افغانستان بنويسم نمی دانم چرا بيادچيزی می افتم بنام چيزی که آنرافقط می توانم رمق حيات بنامم . گفته می شود هم اکنون حدود صدو بيست تاسی نشريه درافغانستان چاب می شود. من تعدادکمی ازاين نشرات راخوانده ام شايد درحد پانزده تا را اما متاسفانه کمتر مطلب خوبی دراين نشريات ديده ام . بخش خبری اين نشرات عموما دريافتهايی است ازمنابع راديوی خارجی . اخبارمحلی هم دارند که فقط می تواند آنراادامه همان سبک قديمی مطبوعات محلی گرا و... دانست که فقط قادرند مشکلات محل يا جريان خويش رادرک کنند وانعکاس دهند. هرچند چيزهايی بنام جدول سرگرمی وکمی کاريکاتور وطنزهای سطحی نيزمی توان درآنها يافت نشرات نوگرا وجوان پسند دارند عکس چاب می کنند مثلا عکس يک دختری که کمی ازموهايش نيزنمايان است چيزی عميق وجودندارد ومن يک روزخود چنين دختری راديدم که به چاب عکسش درمجله که قبلا ديده بودم اشاره کرد ولی می شد نگرانی ازآينده رادرچهره او ديد ونيز بار شخصيتی که اين عکس برايش ايجاد کرده بود بسيارسنگين می نمود . روزنامه ها عموما درچهار صفحه چاب می شوند نه با کيفيت عالی وتو دراين چهار صفحه می توانی فقط دوسه مطلب خبری ببينی که تکراراآن بدو زبان دری وپشتو چيزی ديگری براي تنوع باقی نمی گذارد بعض اين نشرات اکنون صفحات انگليسی نيزدارند واين مي تواند نشانه تشخص باشد.
بهرحال تمام اين نشرات هرسه تاشش ماه بايد برای ادامه حيات شان پلان کاری بنويسند وبه مراکزی که به اين نشرات کمک می کنند بفرستند . طول اين پلانها نمی تواند بيشترازشش ماه باشد وبنا براين اگر بعد ازشش ماه کمکی به نشريه ی صورت نگيرد آن نشريه براحتی خواهد مرد . بطورکل نمی توان نشريه ی رايافت که برفروش خود زندگی کند.
اين رويه متاسفانه بسيارنشرات رابازاری ورزگزر در آورده است . حرفهای بشتری دراين زمينه است که درفرستهای ديگرخواهم نوشت.
ملک شفيعي

[خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]