امپراطوردوهزارساله باميان راصلصال وملکه آنراشامامه نامندکه

درسال دوهزار ميلادی به توب بسته شدند

آياچيزی بنام سينمای نوافغانستان وجوددارد؟ ۲ - Bamian (باميان)

Bamian (باميان)
۱۳۸۱/۸/۳٠
آياچيزی بنام سينمای نوافغانستان وجوددارد؟ ۲
قسمت دوم :
حال برگرديم به تيتری بنام سينمای نوافغانستان .
نميدانم وقتی اين عبارت رامی نويسم حس کسی رادارم که ميداند (فلان زن ،بچه ی خواهدزاييد ) ولی آن زن هنوزنزاييده است .
وقتی سينمای نومی گوييم لابدمنظورمان لباس نواست . لباس گهنه وپاره شده رانمی توان پينه بست وشست وگفت که نوشده است. پس سينمای نو، ساختارنو تفکرنو وتخصص نوی لازم دارد وهمچنين تاحدودبسيارمخاطب نوی می خواهد، مخاطبی که اين آمادگی رادشته باشددربرابرلباس نوحسادت نشان ندهدوچشم خودرابرنورنبنددودرکنج نخيزدونخواهدبافيلمهايی که زبان آن رانمی فهمدونمی تواندآيينه ی برای زندگی او ودربرابراوباشد خودش رااشباع کند.
يک نهال که می خواهداززيرخاک سربرآوردبازهم ، پيش زمينه هايی داشته است .آيااين پيش زمينه درخصوص سينمای نوافغانستان وجوددارد؟
خوشبختانه بايدبگويم تاحدودبسياراين مقدمه هاوجودداردوهمين می تواندزاينده سينمای نوافغانستان باشد.ولی رشداين سينمانيازشديدبه مراقبت ومديريت خواهدداشت ، مراقبت ومديريت دراينجاهمان کانالی است که سينمارابه صنعت وصل می کند، چيزی که برای سينماحياتی است.
بيست وسه سال جنگ هرچندبرای افغانهاوافغانستان کمرشکن بوداماوحداقل يک دست آوردبزرگ داشته است وآن تغييرنگرش ميليونهاافغان درباره جهان پيرامون وزندگی خصوصی شان می تواندباشد،تغييری که ذهن وخيال افغانی راازيک ذهن وخيال بسيط وساده به ذهن وسليقه پيچيده ی تبديل کرده است .سليقه پيچيده می تواندخواست ومطالبات پيچيده ترومتنوع تری داشته باشد.همان مطالباتی که امروزه شعروادبيات مارابه پويندگی وبالندگی وتنوع آفرينی سمت وسوداده است ، سينمابسيارزيادازادبيات متاثراست.
جهان پيرامون که چندسالی است صدسالگی سينماراجشن گرفته است ودراسارت نور، رنگ، سايه وجلوه های ويژه کامپيوتری گرفتارمانده است بسوی پسامدرن شدن پيش می رود به همان سمتی که سينمای ايران آن رادريافته ست وبرای آن کارمی کندودردنيا جای پای می گشايد،سينمای ساده ی که سينماگران رنگی وگريم شده جهان امروزنمی تواندآن رابسازدولی ازديدن آن، ذوق زده می شود. اين همان عاملی است که می تواندبرای سينمای نوافغانستان حياتی قلمدادشود، هم به لحاظ سوژه های بکرودست نخورده فراوان وهم به لحاظ سرمايه وهم به لحاظ رشدقابل توجه دراختراع دستگاههايی که فيلمسازی راآسانترمی سازد. اماماندن دراين دايره ، دردرازمدت می تواندهم برای مخاطبين داخلی وهم برای فيلمسازان افغان، خطرناک باشد.
چيزمهمی که دراينجاوجوداردشاخه هايی است که درگوشه وکنارجريانهای سينمايی جهان خارج نشوونمايافته است اين شاخه هاهرچندسالهابدون مراقبت وتوجه خودشان رابه زحمت حفظ کرده بودندولی درزمان حاضرتوجه گسترده ی رابخودجلب کرده است .روشن تربگويم توجهی است که امروزه ازسينمای هاليوود و باليوود گرفته تاسينمای ايران وازبکستان به استعدادهای افغان دراين سرزمين هاابرازمی شود. خوشبختانه اين استعدادهااکثراهمان نسل اول ودوم برخاسته ازجنگ اندکه سالهادريافته اند، حرف برای گفتن وبه تصويرکشيدن دارند اين نيروی فعلاناديده خوشبختانه بسيارپرانرژی است درحدی که درمدت زمان اندک خودشان رانشان داده اند. بهتر است مثالهايی بياورم زلمی احد عکاسی است که درشانزده سالگی ازافغانستان بيرون می آيدومقيم کشورسويس می شود اين جوان بادرک قويی که ازتصويردارد، هرچندزمينه ساخت فيلم برايش مهيانشده است ولی ازطريق عکاسی که پايه واساس تصويرشناسی وفيلمبرداری است تاکنون چندين نمايشگاه عکس بصورت انفرادی درکشورهای اروپايی وآمريکادايرکرده است . ولی رزاقی جوان ديگری است که درکنار کمدين باسابقه افغان ،حاجی کامران ، به تجربه اندوزی درسينمای آمريکامشغول است . کارگردان ونويسنده ی داريم که متاسفانه فعلااسمش بيادم نيست ولی فيلم سينمايی (غربت ) اوراديده ايم همان فيلمی که برای اولين باربعدازشکست طالبان درسينماهای مزارشريف اکران شد، اين فيلم رگه های بسياخوب برای ساخت فيلمهای خوب ازخودبروزمی دهد.
درطی چندسال گذشته تعدادزيادی ازجوانان افغان پناهنده درايران به سينماگرايش يافتند اين جوانان دراولين تجربه های فيلم خود بسيارقوی ازخويش استعدادبروزدادند درحدی که سه قسمت ازفيلمهای آنان تاکنون درچندين فستيوال داخلی ايران و بين المللی حضوريافته است که مهمترين اين فيلمها، فيلمی است بنام (افغان آباد) که باشرکت درجشنواره های آمستردام - گوتنبرک - تانزانيا وناروژ حضورخوبی داشته است . لازم بيادآوری است که تمام عوامل اين فيلمهاافغان بوده اند ازنويسنده گرفته تااديتور . تعدادبازيگرافغانی نيزدرسينمای ايران خوب درخشيده اند بازی بازيگرفيلم باران زهرابهرامی جمعه ( جليل نظری ) سفرقندهار ( نيلوفرپذيرا ) خواب سفيد (صغراکريمی ) رانبايدناديده گرفت . جليل نظری برنده بازيگری ازفستيوال مسکومی شودودومين تجربه سينمايی خودرادرآلمان پی می گيرد، بهرامی دراولين بازی خودکانديددريافت بهترين بازيگرزن ازجشنواره فيلم فجرمی گردد ، نيلوفرپذيراخودفيلمسازاست وصغراکريمی خموشانه درچندفيلم ايرانی بازی داشته است .
درکنارهمه ی اينهاما، چندفيلمبردارجسورجنگی نيزداريم که صحنه های بسيارزيبايی ازجنگ بيست وسه ساله رافيلم گرفته اند فيلمهايی که امروزه تکه هايی ازآنهاازتلويزيونهای جهان پخش می شود.
ودرکنارهمه ی اينهاچندموسسه است که هم اکنون درکابل به ياری سينمای نوافغانستان آمده اند موسسه فر انسوی آينه عمده کارش راتربيت فيلمسازان جوان قرارداده است ، کابل فيلم بافيلمسازان ازايران برگشته خودوباهمراهی خانه فيلم مخملباف تجربه هايی بعدی خودشان رابه تصويرمی کشند، سينماتک فرانسه درافغانستان فيلم نشان می دهد،وزارت فرهنگ وارشاداسلامی ايران بامعاونت سينمايی وزارت فرهنک وکلتورافغانستان وافغانفيلم قراردادتوليدفيلم می بندند ، باليوودنيزباافغانهای مقيم هندوستان سرجروبحث دارندتافيلم بسازندو...و...
نمی توانم بگويم ولی شايدسينمای نوافغانستان ، باتفکرنو باانديشه نو همين زمستان دراولين جشنواره بين المللی فيلم کابل تولديابد وشايدهم دردومين آن يعنی سال ديگر!
چه سينمای نوافغانستان امسال تولديابدوياسال ديگر، همانطورکه گفتم اين سينماازهم اکنون نيازبه مراقبت داردوصدالبته نيازبه سياست گذاری درست. اگرساخت سينماهادرافغانستان گسترش نيابد واگرمرکزی برای کمک به وجمع آوری هنرمندان پراکنده افغانستان صورت بوجودنيايد وفعال عمل نکند اين نوزادبسيارزود پژمرده ودرمانده خواهدشد اين کاری است که ازعهده سينماگران افغان برنمی آيد ، کاردولت است .
عبدالملک شفيعی
پيوست :
توليدانبوه فيلمهای بازاری (ياهمان فيلمفارسی های افغانی ) که امروزه درآمريکاواروپاهرروزه دم درمغازه افغانهارامی زند ازآنجهت ازقلم افتاده است که پيروودنباله روسبک قديم است ونمی تواند ويژگيهای سينمای نوافغانستان راداشته باشد.
ملک شفيعي

[خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]