امپراطوردوهزارساله باميان راصلصال وملکه آنراشامامه نامندکه

درسال دوهزار ميلادی به توب بسته شدند

نامه سرگشاده به محسن مخملباف! - Bamian (باميان)

Bamian (باميان)
۱۳۸۱/٦/٢٧
نامه سرگشاده به محسن مخملباف!
به: محسن مخملباف .
آقای مخملباف!
همين ديروزبودکه به کابل تلفن زدم وبادوستانم در (...)صحبت کردم روزبعدش دوست ديگری ازايران به من تلفن کردند . آنان گفتند که مخملباف آمده بودوبرای ماتعدادزيادی کتابهای سينمايی ويک پروژکتوراهداکرد.ازلحن دوستانم درکابل بوی اميدواری وشوق و انگيزه قوی رااحساس کرم.
يک دفعه بيادم آمدکه شايددرست نبوده است من برعليه شمادروبم مطلب می نوشتم شايدبهتربوددرتقديرازشمانوشته بودم که دوسال پيش به خاتمی نامه نوشتيدودرزمانی که هزاران هزارافغان باوجودادامه جنگ وقحطی درکشورشان بی کاردراطاقهايشان لميده بودند صدای آنان راانعکاس داديد ويادرجشنواره لوکارنوآنجمله قشنگ رابيان داشيتدکه می توانست هرشنونده ی رامتاثرسازد (کاش اين جايزه نان بودتابه گرسنه گان افغان ميدادم ...) وياازکتاب (بودادرافغانستان ازشرم فروريخت ) تقديروتشکرمی کردم وبه اينترتيب به شمانيروميدادم که افغانهاقدرشناس است وبهای هرچيزرامی فهمند.
امانمی دانم چرازبانم درتشکرازهمه کسانی که به ملت افغان کمک می کنندلکنت پيدامی کنداين حسی است که نتوانستم آنرادرک کنم باورمندم وايمان دارم که انسان قدرناشناس نيزنمی باشم اماچرانمی توانم ازاينهمه هواپيماهايی که برسرگرسنگان افغان نان وخرماوکنسرت نازل می فرمايندتشکرکنم؟ اين راهم ميدانم که اگراين کمکهانبودشايدشمامی توانستيددراين زمان بجای آمارهرهفت دقيقه يک قربانی هريک دقيقه هفت قربانی رادرآمارهايتان می آورديدوبه اينترتيب ترحم بيشتری رابرمی انگيختيد!
چرانمی توانم تشکرکنم ؟
........................قسمت دوم......................................

آقای مخملباف بياييدهمانطورکه به (...)کمک کرديد وبرای يک دخترعينک خريديد وچندمدرسه برای کودکان افغان بازکرديد بمن نيزکمک کنيدوبگوييد که مراچه شده است که نمی توانم بمانندرييس جمهورمان (آقای کرزی که به راحتی ممنون همه است!)ازکمک کنندگان به چامعه افغان وازآنجمله شما تشکرکنم ؟ آيااين کمک رابه من می کنيد؟!
آقای مخملباف منهم يک فيلمسازم وفکرمی کنم بايدمی توانستم آنحرفهای قشنگی راکه شماازطرف زنده بگوران افغان فريادزديد من ويايکی ديگری ازهموطنانم فريادمي زد ياآن فيلمی راکه درانعکاس شرايط زيست درقيدحاکميت طالبان ساختيد می بايست يک افغان فيلم می ساخت وبه دنيانشان می دادکه طالبان چگونه استخوان مرده هايشان رانيزبه مثابه بت دارزنده اند.آيامن که خانواده ام همان فلک زداگان درحال مرک جاده های هرات هستندوبرادروخواهرانم همان کودکان کاسه بدست مقابل دفاترسازمان ملل نمی توانستيم فريادبزنيم که درچه شريطی زندگی می کنيم!مشکل اين است که اگرطالبان برسرزنان مان برقع بستندومردان مان راکافرشمردند ديگران نيززبانمان رابريدند!ودنيانيزازماقصه خواستند!
چرانتوانستيم ؟ راستی چراافغانهاتوانست قريب دومليون کشته ومرده خويش راببيندوآوارگی تحقير وگم شدن بيش ارهفت ميليون هموطنان خويش راتماشانمايندوبردگی دختران وجوانان شان رابنگردند امانتواننددادبزنند؟ چرا ؟

.......................................................قسمت سوم .......................................

آقای مخملباف !
مضمون يکی ازفيلمهای من که درتحت حمايت (...) توليدشد زندگی يک دخترنه ساله مهاجرافغان درکشورشماست که درشبانه روزشش ساعت کارمی کندوقالب سه تايی خشت ، سنگينترازوزن واندامش رابامهارت دررديف هزاران هزارخشت می کوبد، ميدانيداين کودک نمی تواندمدرسه برود، زيرامهاجراست امامی تواندکارکندوبجای قالب سه تايی خشت چهاروپنج تايی آن رابردارد و خشت های دست اين کودک نيزفروخته شود ودراين پروسه تشويق نيزمی گردد.
جای داردازديده های ديگرم نيزيادکنم . به ميدان شوش حتمارفته ايددراين ميدان صدهاکودک افغان راديدم که مثل پرنده های شکاری اطراف مغازه هاپرسه می زدندتااگرکدام تکه کارتنی ، ضايعاتی بيرون افتادآنراجمع کرده بفروشندوخانواده هايشان رانان بدهند اين کودکان نيزمدرسه رفته نمی توانند درنقاط ديگرشهرشما چيزهايی راديدم که فيلم سفرقندهارشماتنهامی تواندسکانسی ازآن باشد و من متعجبم چطور سفرقندهار و باران ( مجیدی )ساخته می شودولی اين واقعيتهاکتمان می گردد.
آقای مخملباف ميدانيد وقتی شماآن نامه رابه خاتمی نوشتيدکه مثل بمب درجامعه مطبوعاتی ايران صداکرد وجواب خاتمی به نامه تان شماردرمرکزتوجه جامعه قرارداد چنددانشجوی افغان حداقل سه سالی می شدکه تلاش می کردندبرای اجرای يک حرکت نمادين وانسانی دوچرخه سواری اين درو آن دررامی زدند تا ازپيچ وخمی که صدای انسان افغان رابرای دودهه خفه کرده بود راهی بيابند. امااين راه بازنمی شدچون می خواست حرفی رابزندکه لازم نبودبعدامخملبافهايی آنهارابزنند! ونيزتعدادزيادی ازافغانهاجربوزه اين راداشتندکه درمقابل دفترسازمان ملل نمايش آرامی برای خواست انسانی خويش داشته باشند اما همان نيروها تمامی اين افغانهاراگرفتندومستقيم دپورت کردند وبه دست طالبان سپردند (به دست کسانی که ازدست آنان گريخته بودند) وطالبان هم آنان راوابسته به عوامل نفوذی ايران دانسته تمامش رادارزدند. ودرعين حال حرکت انسانی ونمادين دوچرخه سواری نه تنهامجوزنگرفت که اعضای آن نيزممنوع الخروج شد! ( من مانده ام که چگونه بين طالبانی که جان مارامی گرفت ونيروهايی که زبانمارامی بست چه نسبتی برقرارسازم؟ ) ماتلاش کرديم حرف بزنيم اما اين کمک کنندگان امروزی به افغانها چيزی جزخشت مالی وجنگ دردوجبه شرق وغرب راازآنان نمی خواستند!

..............................................قسمت چهارم ..................................................

آقای مخملباف !
ميدانم که جنبش آموزش کودکان افغان ( آنهم بعدازبيست وسه سال حضورافغانهادرايران ونيزبعدازحادثه ۱۱سپتامبر ) راه انداخته ی ( اميدوارم اين ، به مشوره مشاورتان آقای ... نباشدکه يک وقتی مسول تام الاختيارفرهنگی ستادپشتانی افغانستان وزارت خارجه ايران بودند ) ومی خواهی خلای آموزش وپرورش درافغانستان راپرکنی اما من نميدانم ازشماتشکرکنم وياازدولت آمريکاکه هرچندشيطان بزرک است و هرچندتاهنوزقريب ده برابرکشتاربرجهای نيويورک ازمردم عادی افغانستان قربانی گرفته است اما شماراوصدهاموسسه ومرکزوحتی دولت ايران راوادارکردکه ۵۶۰ ميليون دولاربه افغانستان کمک کند . نميدانم ازکه تشکرکنم ؟ وآياراه اندازی اين جنبش بعدازاينکه افغانهايک نسل بی سوادازمزرعه ايران برداشت کرده اند جای خجالتی ندارد ومی تواندمفيدواقع شود؟
آقای مخملباف ازشماتشکرمی کنم که برای چنددرمانده افغان کمک کرديد. جنگ ديگری نيزدرراه است شايدشمابتوانيدبرای کودکان عراقی نيزچنين جنبشی راراه بيندازيد!
آقای مخملباف بسياربسيارمتشکرم مردم افغانستان بمانندفيلمهای سفرقندهاروبايسکل ران بازهم نيازمندند.
ملک شفيعي

[خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]