امپراطوردوهزارساله باميان راصلصال وملکه آنراشامامه نامندکه

درسال دوهزار ميلادی به توب بسته شدند

بنام نام آوران انديشه نيک. گفتارنيک. کردارنيک! - Bamian (باميان)

Bamian (باميان)
۱۳۸۱/٦/٩
بنام نام آوران انديشه نيک. گفتارنيک. کردارنيک!
« راه » آفريده يکی ازخدايان شعروادب فارسی زنده ياد فریدون مشیری است . « راه » راچندسال پيش درپشت جريده ی چاب کرده ( درنشريه افغانهای مقيم ايران ) بوديم . روزی يکی ازنويسندگان که بهشت رارزروشده ازخودميداند ازمن انتقادکردکه:
ـ چراشعر مشیری راچاب کرده ايد؟
گفتم : چه اشکالی دارد ؟
ـ ايشان سکولاربودند!
يکی اينکه افغانی بودم ونمی توانستم بامشت به سرش بکوبم وديگراينکه ازخوشنت بسيارمتنفرم . همچنان ازخشونت آفرينان !
گفتم : ببين برای ما (افغانها ) مهم نيست که ايشان سکولاربودنديا....؟ وماهم يک سازمانی نداريم که جستجوکنيم کدام شاعرونويسنده ايرانی چه فکرميکرده است ؟ براي مااين شعرفارسی همه چيزاست .
بايداين رااضافه کنم که اگريک شعاری ازقبيل اسلام مرزندارد ( که معلوم شدخوب هم دارد !) برای حداکثرچندسال کاربردداشته باشد شعر مشیری و صدای گوگوش براي هميشه جادومی کندومحبت ويکديلی وهمرنگی می آفريند.
انهم « راه »
دوريانزديک
راهش می توانی خواند
هرچه رآغازوپايانی نيست!
حتی هرچه رآغازوپايانی نيست!
زندگی راهيست
ازبدنياآمدن تامرگ
شايدهم مرگ راهی است !
راه هارا کوه هاودره هايی هست
اماهيچ نزهتگاه دشتی نيست
هيچ راهرورامجال سيروگشتی نيست
هيچ راه بازگشتی نيست !
بيکران تابيکران امواج خاموش زمان جاريست
زيرپای رهروان خوناب جان جاريست !
آّه
اين که تن فرسودی وهرگزنياسودی !
هيچ آيايکقدم ديگرتوانی راند؟
هيچ آيايک نفس ديگرتوانی ماند؟
نيمه راهی طی شد امانيمه جانی هست
بازبايدرفت تادرتن توانی هست
بازبايدرفت
راه باريک وافق باريک ....
دوريانزديک ...
فريدون مشيری
براين انکه باورکنيدازآن بعدچه اندازه اين شعربيادم مانده اينجاراهم کليک کنيد.
بامن باشيد!
ملک شفيعي

[خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]