امپراطوردوهزارساله باميان راصلصال وملکه آنراشامامه نامندکه

درسال دوهزار ميلادی به توب بسته شدند

Bamian (باميان)

Bamian (باميان)
۱۳۸٥/۸/٢٤
پديده خشكسالي خطري بدترازطالبان!

اين نه يك گزارش است ونه يك مقاله علمي چشمديدي است ازمسافرتهاوبرداشتهاي مستندسازي راجع به تبعات خشكسالي درافغانستان.

برداشت اول: بسياري نقاط افغانستان تاچندسال آينده بدليل خشكسالي پياپي تبديل به دشتهاودره هايي خالي ازسكنه خواهدشد وبنابراين حتي اگرافغانستان خطري مثل تروريسم،طالبان ومداخلات كشورهاي همسايه راهم نداشته باشدباهمين پيمانه كمكهاي جامعه جهاني قادربه مبارزه باتبعات خشكسالي هم نخواهدبود!
برداشت دوم: هزارجات دردرجه اول، بخشهايي ازشمال كشور،هرات، نيمروزوحتي كابل واطراف آن دردرجه هاي بعدي تهديدحمله وحشتناك خشكسالي قراردارند.
برداشت سوم: شهرهاي افغانستان مثل كابل، غزني، هرات، مزارشريف موردهجوم فراريان خشكسالي قرارمي گيرندوميزان بيكاري،دزدي، كدايي وانوع ديگري بزهكاري وسوتغذيه افزايش پيداخواهدكرد والبته برميزان مرگ ومريضي نيزافزوده خواهدشد.
دلايل خشكسالي:
1- تداوم خشكساليهاي نه ساله گذشته
2- افزايش دماي عمومي كره زمين
3- صنعتي شدن كشورهاي همسايه افغانستان كه البته اين ودليل قبلي عمده ترين عامل نرسيدن ابرهابه افغانستان شده وبنابراين ميزان بارندگي سال به سال كاهش بيشتري خواهديافت وتنهامنبع آب افغانستان كه همان باران است ازبين خواهدرفت.
4- محيط زيست ونابودي سبزه زارهاوجنگلات درافغانستان كه اين باعث مي شوداگراندك باراني هم بيايدتبديل به سيلاب شده وجذب زمين نگردد.
5- بي برنامه گي وبيهودگرايي دولت افغانستان ودرگيري بيش ازحداين حكومت به مسايل سياسي وفرورفتن درمنجلاب فساداداري كه اجازه نمي دهددربعض مواردكه امكان مبارزه باخشكسالي ميسرمي شودصورت گيرد.

نشانه ها:
1- همين الان بيش ازهفتاددرصدسرزمين مزروعي هزارجات خشك است، باغهاي ميوه نابودشده است ودربسياري روستاهاكه كاريزهاي كلان داشت وازاين كاريزهادشتهاآبياري مي شدهم اكنون مردمان همين روستاهابراي آب خوردن خودچاه زده اندكه هرسال مجبورمي شوندچندمتربيشتربكنندتابي آب نشوند.
2- دورترنه اگردركابل زندگي مي كنيدوچاه آبي دردرون حويلي تان است حتمااگرچاه عميق نباشددچاركمبودآب مي گرديد.
3- به حواشي شهرهاي كلان افغانستان سربزنيدالونكهاي زيادي براي زندگي درست شده است بسياري گمان مي كنندكه تمام اين الونگهاتوسط مهاجران برگشته به افغانستان ساخته شده است درحاليكه واقعيت اينست كه بسياري آنهابدليل خشكسالي ازروستاهاآمده اندويااگرهم ازمهاجرت برگشته باشندبازهم به دليل خشكسالي به روستاي خودبرنگشته اندچون مي دانندديگردرآنجاآب وكشتي نيست.

نتيجه:
افغانستان خشك مي شود وافغانستان جزاولين نقاط اين كره خاكي است كه اين پديده راتجربه مي كند.

راه حل:
1- هرچه عاجل صنعتي شدن افغانستان واستخراج معادن اين باعث مي شودكه مردم كاركنندپول بدست بياورندگندم بخرندواگرلازم شدآب معدني بنوشند.
2- پيمان قراردادهاي كاري باكشورهاي كه نيازبه نيروي كاردارند دراينصورت همانگونه كه الان بسياري خانودهاي افغان وابسته به درامدكارگرانشان دركشورهاي ديگراست خانواده هاي بيشتري مي توانندازاين شانس بهره مندشوند.
3- خدارحم كند وسرنوشت دنياراديگرگون سازد مثل زلزله سنومي دراندونيزياكه پارسال باعث شد تبخيرآب دريابيشترشودودربسياري جاهابصورت موقت ميزان بارندگي افزايش يابد.

درغيراينصورت:
خدامي داند!

ملک شفيعي

۱۳۸٥/۸/٢٢
گامهاي نخست سینماي افغانستان

(این مصاحبه ویرایش دوباره شده است)

آقاي عبدالملك شفيعي مستندسازپرآوازه افغانستان است كه طي مسافرتي كه به ايران داشتند اين مصاحبه باگرايش به موضوع انديشه اجتماعي سينمادرافغانستان همراه ايشان صورت گرفته است. شفيعي حدودهشت سال مي شودكه واردفعاليت حرفه ي فلمسازي شده وتاكنون بيش از29 فلم مستند ساخته است ودرچندين جشنواره بين المللي اشتراك داشته وبرنده جوايزي نيزگرديده است.

- آقاي شفيعي فرايند توليداندیشه در سینماي افغانستان چگونه می باشد؟.

شفیعی: سوال دشواري است چون دربدبينانه ترين شرايط اين عمل هيچ وجودندارداماازاين نقطه نظر كه درتوليدهركاري تفكري وجودداردمي توان گفت كه فرايند توليدانديشه درسينماي افغانستان بگونه ي است كه تجربه وتوليد آن بصورتهاي گوناگوني صورت مي گيرد.اگرتوليد انديشه رابه معني عامي كه دراول صحبت به آن اشاره كردم بگيريم درسينماي افغانستان به چندصورت انجام مي گيردانديشه هاي كه ريشه درذهن وفكرسينماگرافغاني نداردوبيشترمتاثرازجهان حافظه سينماگرافغانستاني است كه درپرتوتماشاي فلمهاي معدودي صورت گرفته است والبته وقتي براي فلمهاقيدمعدودمي آوريم به چنددليل است اول اينكه سينماگرافغاني بابسيارفلمهاي مطرح امروز جهان يااصلاآشنانيست وياهم به آنهادست رسي نداردواين دست رسي نداشتن حتي مربوط به فلمهاي تاريخ سينمانيزمي گردد دردرون افغانستان كمترسينماگري رامي توان ديدكه بصورت مرتب مثلاپنج تافلم تاريخ سينماراديده باشدبنابراين جهان حافظه سينماگرافغان رافلمهاي تشكيل مي دهدكه اوبه آنهابصورت آسان دست رسي داشته والبته اين فلمهانيست جزفلمهاي هندي كه عمومافلمهاي درجه ب وج آن به افغانستان واردمي شودوسينماگروبيننده عادي مشتركابه آن دسترسي دارند.

انديشه هاي كه تحت تاثيرچنين فضايي بوجودمي آيدانديشه صيقل يافته ي است كه بزعم سينماگرافغان براي مخاطب افغان مناسب تشخيص داده شده است ولي ازنظرساختاروتكنيك نه اينكه ابداعي صورت نمي گيردبلكه درتقليدتقليل نيزرخ مي دهديعني گاهي اهميتي كه يك كات ويايك اسپشيال افكت براي سينماگرهندي داردبراي سينماگرافغان نداردواينگونه است كه بسياري معتقدبه فقدان توليدانديشه درسينماي افغانستان هستندزيراانديشه وتفكربدون ابداع ونوآوري تقريبامحال مي گرددودرسينماي افغانستان چه ازنظرداستان وقصه وچه ازلحاظ زبان سينماكمترابداعي صورت گرفته است.

ازيك روي توليدانديشه معمولادرپرتونقدبوجودمي آيديعني ازفرايندعمل وعكس العمل است كه زمينه تفكرشكل مي گيردومتاسفانه درسينماي افغانستان نه نقدي وجودداردونه عكس العمل تماشاگران يك عكس العمل مناسب است ودرچنين فضايي كمترسينماگرتشويق به نوآوري مي گردد خوب،اين يك روي سكه است ولي روي ديگرآن سفيداست هرچنداين سفيدي جامه ي نيست كه برقامت سينماي افغانستان كشيدامالباسي است كه براي آن دوخته مي شود وتوضيح مطلب اينكه درفلمهاي كه بيشترجوانان تحصيل يافته درخارج ازكشورمي سازندويامي توان درفلمهاي جوانهاي آماتورداخل كشورديدريشه هاي تفكرونوآوري به وضح ديده مي شودتجربه يك نوع ابداعاتي كه هرچنددربسياري مواردباقواعدكلي سينمامغايرت داردامازمينه هاي تفكردرآنهاديده مي شود شمامي توانيدگاهي موضوعات آبستره وياانتزاعي راببيندكه درچنين فضايي بتصويركشيده مي شودوگاهي مي توان قابهايي  راديدكه به منظورالقاي مطلب خاصي گرفته شده است خوب اين فرايندهمانگونه كه اشاره شديك جريان عامي نيست وتازه توسط آماتورهاتجربه مي گرددومنهم بيشتربه همين آزمون وخطاهاي جوانان اميدبسته ام زيرادرآنهازمينه يك تفكرافغاني وجودداردكه متناسب بامعضلات اجتماعي جامعه افغاني شكل مي گيرد اما درمجموع فرایندی در چرخش نیست تاچیزی ازدرون سینمای افغانستان زاده شود که بالای جامعه تاثیر داشته باشد معمولا سینما گران افغانستان دنباله روحوادث سیاسی و تحولات اجتماعی بوده اندونگاه شان نگاه محافظه کارانه، حکومتی وشعارگرایانه بوده که کمترمی شود درآنهااندیشه خاصي راتماشاكرد.

-  در سه دوره قبل از جنگ،دوران جنگ وبعد از جنگ چه تاثیری جامعه بالای سینما وچه تاثیری سینما بالای جامعه داشته است؟

شفیعی: همانگونه كه اشاره شد درافغانستان فرآیندنقد وجود ندارداینگونه نيست كه يكعده بیایندداستاني يایک فیلمي راببينند وروي آن نقدوتحليلي صورت بگيردودرخوبترين وجهش اين نقدهاازطريق مطبوعات انعكاس يابداين چرخه وجود نداردگاهي اگرچيزي هم درمطبوعات چاب مي شودياخبراست وياتعريف وتمجيدكه البته اين تعريف وتمجيدهاهم ازسوي طرفداران كارگردانها صورت مي گيردوهيچ ربطي به كيفيت فلم نداردومتاسفانه اين فرهنگ نيزريشه داردكه هستندبسيارهنرمنداني كه نقدآثارشان رابه معني خصومت شخصي قلمدادمي كنندوگاهي اگرنقدي صورت بگيردتبعاتي منفي نيزبراي ناقددرپي خواهدداشت اماراجع به سينماگران طوري که قبلانیز گفته شدآنان بيشتردنباله روحوادث اند وبیشتر آثار شان جنبه های شعاری داشته است مثلادرگذشته ودرزمان كمونيستهاوحتي درزمان مجاهدين بيشترين محتويات فلمهاراستايش ازنظامهاي ايديولو‍‍‍‍‍ژيك تشكيل مي داده اندوالبته ممكن است دربعض مواردبعضي ازاين فلمهابراي كشاندن مردم به جبه هاي جنگ موثرواقع شده باشنداماآنگونه تاثيراتي كه ما ازتجربه نمايش فلمهايي خارجي برروي اجتماع گاهي مي بينيم اتفاق نمي افتد حتي تجربه هاي كشورهاي همسايه راهم نداريم بعنوان مثال آنگونه كه درایران دیده میشودکه باوجوداجازه وزارت ارشادبازهم بعضی فیلم ها رامردم ازروي پرده پائین می کشند مثلا آنچه درموردفلم مارمولك رخ دادوقطعاتاكنون چنين فلمهايي رادرسينماي افغانستان نداشته ايم ولي در زمینه مطبوعات گاهی مقالات جدی نوشته میشود که با عکس العمل های جدی ازطرف دولت ومردم روبرو میشوندوبهترين شاهدمثالهايش ماجراهاي آقايان ميرحسين مهدوي ومحقق نسب مي باشدنوشته هاي اين دونفربگونه بودكه باوجودرويه دولت درحمايت ازآزادي بيان بازهم درزندان افتادندوسروصداهاي بسياري ايجادكردوازگستره افغانستان نيزبيرون رفت اما فرقي كه دربين فلمهاي قبل ازنظام كمونيستي وفلمهايي كه دراين چندسال اخيرساخته شده است اینست که فقط ایدئولوژی تغییر کرده ودیگر هیچ تغییری از نظر شکل و ساختار ومحتوا دیده نمی شود،نگاههاهمان نگاههاي ملودراماتيك سطحي سابق است بااين تفاوت كه دربعدازطالبان شمه هايي ازتكاپووكوشش براي بيان موضوعات عميقتروجودداردكه عمده ترين انگيزه اين كارچشمداشت سينماگران به فلمهاومراكزخارجي بيرون ازافغانستان است فلم اسامه وفلم خاک و خاکسترالبته ويژگيهاي صددرصدافغاني ندارنداين فلمهابيشتردرچارچوبه سينماهاي بدون مرزوچندمليتي قابل ارزيابي است وبهمين خاطرنمي توان بااين دوفلم شاخصه هاي سينماي افغانستان راارزيابي كرد.

- تفکر شما به عنوان یک فیلم سازنسبت به جامعه افغانستان چگونه است؟

شفیعی:درنگاه اول  به نظر من جامعه افغا نستان یک جامعه كاملاآشفته است اين آشفتگي بيشترازحيطه مسايل امنيتي درحيطه مسايل اندیشه ،فکر وفرهنگ وجود داردکه البته زايده همان جنگ مي باشدما یک کشور ایدئو لوژی زده بودیم جنگ کردیم مجاهد بودیم کشور نا امن بوده ولی حالا فضا باز شده گسترش رسانه های ارتباطی وتصویری به آ شفتگی فکر واندیشه دامن زده وهیچ فکر نمی شود که این فضاي باز درنهايت به نفع افغانستان تمامي مي شودويانه؟که امید واریم به نفع تمام شود اما در مجموع آشفتگی دیده میشود واين نگران كننده است.

-  ذهنیت مردم نسبت به سینما گران چگونه می باشد؟

شفیعی: منظورشمارانفهميدم اگرمنظورشماذهنيت عام مردم نسبت به شخصيت فلمسازان باشد نگاههادركل چندان مثبت نيست يعني حرفه فلمسازي تاكنون بعنوان يك حرفه آبرومنددربين مردم به رسميت شناخته نمي شودبسياري مردم هنوزفرقي بين تصويربرداران محافل شادي شانرابافلمسازان نمي دانند ومتاسفانه نگاه آنان راجع به خانمهايي كه دراين عرصه كارمي كنند بسياربداست وشماكمترخانواده ي راپيدامي كنيدكه حاضرباشندبه دخترشان اجازه دهندتاوارداين عرصه شود امااگرمنظورشماتوقع مردم ازسينماي افغاني باشد عموماخواست مردم متاثرازفلمهاي ملودارم عشقي هندي است يعني آنان همانگونه كه به ديدن فلمهاي هندي عادت كرده اندبه همان شكل توقعشان ازعموم فلمسازان ساخت فلمي باچاشني عشق وماجراهاي افسانوي بيشتراست والبته كه اين خواست چندان خواست نامنطقي هم نيست زيرامردم افغانستان تاكنون به فلمهاي سايركشورهادسترسي نداشته اندوتاكنون فلم جدي ملي نيزتماشانكرده اندتاذايقه آنهاراارزيابي كردگاهي اگربعضي فلمهاي سينماي جنگي هنك كنگ وياهاليوودديده مي شودبازهم آنهامشكل زبان داردوبيشترمردم حادثه هارامي بينندتاريزه كاريهاي داستان امامسله جامعه روشنفکری کشورتاحدودي فرق مي كندآنان عموماياازخارج آمده اندوياشرايط مالي شان بگونه ي بوده كه دسترسي به كتابهاوفلمهاي خارجي داشته اندوزبان نيزمي فهميده انداين عده بتبع خواستار فیلم های جدی میباشند عموماسوال مي كنند که چرا

فیلم های جدی ساخته نمی شود خود من تاكنون باسوالهاي اينچناني زيادي برخورده ام حتي گاهي آنان پيشنهادهايي نيزمي دهندمسايل رواني بعدازجنگ وموضوعات مرتبط به زنان كودكان وموضوعاتي ازاين قبيل راپيشنهادمي دهندكه ساخته شود والبته جديداتفكرهنرهاي معاصرنيزريشه دوانده است چيزي كه بيشترزيبايي وكمپوزيسيون درآن نقش داردويكنوع تبليغ هنربراي هنراست والبته اين طرفداران كمتري دارد.

-  شما به عنوان یک مستند ساز چقدر درکارهایتان به این مباحث مي پردازيد؟

شفیعی: كارهاي خودمن بستگي به مخاطب داشته وبستگي به اين كه كارهاازكدام شبكه تلويزيوني درنهايت پخش خواهدشدودرچه كشوري مثلافلمي كه براي يك شبكه تلويزيون هالندساختم بافلمهايي كه براي يك شبكه ايراني ساختم فرق مي كندبراي اينكه خواستهاي مخاطبين اين كشورهاازوضعيت افغانستان فرق مي كندمخاطبين ايراني به خاطردرگيري بيشترباموضوع افغانستان وهمسايگي بيشترخواستارتحليل اندواينكه بالاخره سرنوشت كشورهمسايه شان به كدام سوي روان است وبه چه سرانجامي خواهدرسيددرحاليكه مخاطبين اروپايي درپي درك موضوع اند اينكه ديموكراسي چه مي شودزنان چگونه پيكارمي كنندوكودكان آيابه مكاتب مي روندويانه وحتي فلمهاي كه بدون سفارش دهنده بوده وبيشتربراي مخاطب داخلي ساخته شده سبك وسياقش فرق مي كندمخاطبين داخلي بيشترخواستارشناخت سرزمين شان است خواستارآگاهي ازوضعيت فرهنگي واجتماعي ولايتهاي ديگر،اين خواست خواست بعدازجنگ است كه مردم معمولامي خواهندنسبت به پيرامون خودشان آگاهي كسب كنندوببينندكه مردماني كه باآنان درمقاطعي جنگ هم داشتندچگونه زندگي مي كنند؟

- علت تاثیر گذاری فیلم های هندی رادر چه چیز هايی مي بينيد؟

شفیعی: چند عامل دارد دانستن زبان که مر دم افغانستان اکثرا زبان هندی را می دانند ويااگركاملانمي دانندبعضي واژه هارامي فهمندوهمين واژه هازمينه حدس سايربخشهاراافزايش مي دهد دوم موزیکال بودن فیلم های هندی است مي دانيدكه که جا معه افغانستان درزمان مجاهدين وطالبان دريك فضاي بسته ي بسربرده اندوقتي اين بستگي تمام مي شودمردم به فلمهاي هندي روي مي آورند چون فلمهاي هندي دقيقاچيزهايي رابيشترداردكه حكومتهاي طالبان ومجاهدين مخالف آنهابودنديعني رقص وموسيق وعشق فیلم های هندی كاملابه اين نيازهاي فروخورده پاسخ مي دهدواین خلا هارا پر می کند  مسله بعدي قصه ساده فلم های هندی  ومو ضوعات خانوادگي است که برای مخاطب عام جذاب است وشمامي دانيد که اکثر مردم افغانستان عام هستند نزدیک بودن تشابهات فرهنگی بخصوص در زمینه موسیقی بین سه کشور افغانستان پاکستان وهندوستان از عوامل ديگرمقبوليت فلمهاي هندي نزدمخاطبين افغان است مجموعه اين عوامل درتاثيرگذاري فلمهاي هندي نقش دارد.

- بعنوان سوال آخرآينده سينماي افغانستان راچگونه مي بينيد؟

شفيعي: در مورد آینده سینمای افغانستان باید بگویم که امیدوار کننده است ونقطه اميدواري هم جواناني است كه تازه ازكورسهاي آموزشي سينمافارغ مي شوندودغدغه فلم ساختن رادارندامادركل افغانستان سينماي بزرگ باتوليدات كلان راتامدتهايي نخواهدداشت زيرامادربسيارشهرهانه اينكه سالنهاي سينمانداريم بلكه برق هم وجودنداردووقتي برق نباشدچگونه مي شودفلم ديد؟ گسترش شبكه هاي تلويزيوني نقطه اميدديگرفلمسازان است كه ممكن است به بازارفلم رونق ببخشد.

مصاحبه كننده: سمیع عطائی دانشجوي رشته هنردانشگاه تهران.

ملک شفيعي

[خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]