امپراطوردوهزارساله باميان راصلصال وملکه آنراشامامه نامندکه

درسال دوهزار ميلادی به توب بسته شدند

Bamian (باميان)

Bamian (باميان)
۱۳۸٥/٤/۱٩
شفيعي:«فيلم ساز واسطهء شفاف ميان بيننده و واقعيت زنده گي مردم است»

نخستين فستيوال بين المللي فيلم مستند كوتاه در افغانستان برگزار گرديد. اين فيستيوال كه از تاريخ 23 جوزا شروع شده بود به مدت يك هفته در كابل دوام يافت. فيلم \"انتهاي زمين\" عبدالملك شفيعي جايزه اول مسابقه اين فيستيوال را از آن خود نمود. همچنان فيلم \" شبنم\" از محمد حيدري در قسمت انتخاب بننده گان حايز مقام نخست گرديد. گفتني است كه اين فيستيوال از سوي گويته انستيتوت (مركزفرهنگي آلمان)، مركز فرهنگي فرانسه، تلويزيون آلماني- فرانسوي آرته، تلويزيون غير دولتي طلوع و صديق برمك راه اندازي شده بود. محسن مخملباف، صديق برمك و لطيف احمدي و مسوولين فرهنگي فرانسه و آْلمان، از جملهء داوران اين فيستيوال بودند. ما اين فيستيوال را- كه نخستين فيستيوال بين المللي در كشور نيز بود- يك اقدام نيك دانسته اميد مي بريم تا دولت و حكومت جمهوري اسلامي افغانستان با برگزاري فيستيوال هاي ديگر، هنر سينما در كشور را به مرحلهء جديدي از رشد و پيشرفت سوق دهد.
به اين بهانه گفتگويي داشتيم با عبدالملك شفيعي و محمد حيدري كه توجه شمارا به آن معطوف مي داريم:
مشاركت ملي:آقاي شفيعي!نخست مختصري از سوانح و فعاليت هاي سينمايي تان براي خواننده گان بازگونمائيد؟
شفيعي: عبدالملك شفيعي هستم متولد سال 1353 ولسوالي قره باغ ولايت غزني. بعد از مهاجرت در ايران مدت دوسال (1376-1378) درمركز عالي آموزش فيلم سازي در تهران درس خواندم. منوچهرحقانی پرست، علي ژكان، مجتبي متولي و نادر طالب زاده از اساتيد ما بودند. بعدا يك دوره شش ماهه را در زمينه هاي فيلم نامه نويسي، كارگرداني و فيلم برداري در هلند طي كردم. همچنان در انجمن سينمايي ايران و مركز دانشگاهي رسام هنر، منحيث عضو فعاليت نموده ام و تا كنون مجموعاً 29 قسمت فيلم ساخته ام كه بعضي از اين فيلم ها، در جشنواره هاي بين المللي، مثل جشنوارهء بين المللي مستند كيش ايران، جشنوارهء بين المللي فيلم ايتاليا، جشنواره بين المللي فيلم در سويدن، جشنوارهء بين المللي تلويزيون كشور هاي اسلامي دراصفهان ايران و جشنوارهء افغانستان فيلم فستيوال در كلن آلمان و جشنوارهء بين المللي فيلم مستند كوتاه در افغانستان نيز شركت داده شد و بعضاً حايز مقام گرديدند. فعلاً هم چندين فيلم خود را براي اشتراك در جشنواره هاي فيلم در سنگاپور، تونس، ميلانو فيلم فستيوال و تيبورون فيلم فيستيوال در آمريكا فرستاده ام.
مشاركت ملي:آقاي حيدري شما لطف كنيد!
حيدري: محمد حيدري متولد سال 1358، يك ساله بودم كه به دليل جنگ همراه خانواده ام به ايران رفتيم. مدت 20 سال را در آنجا به سر برده ام. مكتب را هم در ايران خوانده ام و در دوره هاي آموزش بازي گري و فيلم سازي را در كلاس هاي آزاد بازيگري و فيلم سازي در مركز باغ فردوس به پايان رسانده ام. همچنان من جزو بيست نفري بودم كه فيلم سازي را در سالهاي 1377 و 1378 در تهران آموزش ديدند. در سال 2002 به افغانستان آمدم و دو فيلم به نام هاي \" شبنم\" (كه در انتخاب بيننده گان اول شد)سه سال پيش و\"مامه\" را در باميان ساختم. بعد از آن، همراه سميرا مخملباف در فيلم سينمايي \"ساعت پنج عصر\" به عنوان عوامل مصروف كارشدم. اين اولين تجربهء من در عرصهء سينما به عنوان عوامل بود. تا حال چهار سال است كه در زمينه كار توليد و ساخت وتصوير برداري و كار در بخش هاي فني و طرح و پيشنهاد و كمك و آماده كردن زمينه براي توليد فيلم، فعاليت دارم.
مشاركت ملي: آقاي شفيعي! فيلم انتهاي زمين با هزينهء خود شما ساخته شده يا كساني ديگر هم در آن سهم داشته اند. موضوع اين فيلم را چه چيز هايي تشكيل مي دهد؟
شفيعي: اين فيلم را به مدت سه سال با هزينهء شخصي خودم ساخته ام. موضوع آن را وضعيت پناهندگان در اروپا تشكيل مي دهد. موضوع اكثر فيلم هايم وضعيت افغانها در دوران هاي متفاوتي مي باشد. موضوعاتي از قبيل قوم گرايي و خشك سالي هم دراين فيلم ها ديده مي شود.
مشاركت ملي:در فيلم هاي تان بيشتر به چه نوع فيلم توجه مي كنيد؟
شفيعي: اكثر فيلم هايم مستند هستند. در اين روش توجهم به بيان واقعيت هايي محض است يعني مستندي است كه هيچ نوع دخل و تصرفي در آن صورت نمي گيرد. فيلم ساز واسطهء شفاف ميان بيننده و واقعيت زنده گي مردم است. اين نوع سبك را سينما حقيقت\" يا سينما چشم\" هم مي گويند كه در مسكو پيرواني دارد. در سينما حقيقت كمره سينمايي به منزلهء چشم سينما گر است كه بدون هيچ گونه دخل و تصرفي به دنبال موضوع مورد نظر مي گردد و بدون اينكه خود قضاوتي نمايد، آن را به مخاطبين وا مي گذارد.
مشاركت ملي:چه چيزي در فيلم انتهاي زمين ديده مي شود كه داوران آن را به عنوان فيلم اول انتخاب كردند؟
شفيعي: آنگونه كه آقاي اشپتس اعلام كردند، چيزي كه در اين فيلم ديده مي شود اين است كه فيلم ساز وقتي در اروپا مي رود، اسير هيچ چيزي نمي شود و مدام براي بيان هدف تلاش مي ورزد و بالاخره در نتيجهء تلاش به هدف خود دست مي يازد.
مشاركت ملي:آقاي حيدري! نظر شما راجع به فيلم انتهاي زمين چيست؟
حيدري: اين فيلم يكي از ماندگارترين فيلم هايي است كه به وضع مهاجرين افغان مقيم اروپا مي پردازد. در اين فيلم نشان داده مي شود كه از خود بيگانگي تا چه حد توانسته آدم هايي را كه بيرون از كشور خود زندگي مي كنند، اسيرخود بسازد و وتحت تأثير خويش قرار دهد به گونه يي كه حتي قادر نيستند تصميم بگيرند كه آيا به كشور شان برگردند يا نه. اين اسارت تا آن اندازه انسانها رابه آدم هاي مصرفي مبدل ساخته كه هيچ توان و انگيزه يي نمي تواند از خود داشته باشند.
فيلم انتهاي زمين اين موضوع راخوب بيان كرده و به دوراز كليشه زدگي و شعار، با كادر و خط روايت كاملاً رآل، توانسته مشكلات زندگي اين نوع آدم ها را به تصوير بكشد همچنان صداقتي كه در فضاي فيلم وجود دارد، سبب موفقيت اين فيلم شده است.
مشاركت ملي:آقاي شفيعي!راجع به تاريخچه فيلم مستند صحبت نمائيد؟
شفيعي: تاريخ سينماي افغانستان با ايجاد مركز دولتي به نام افغانفيلم شروع مي شود. اولين فيلم مستندي كه در سينماي افغانستان ساخته مي شود فيلم مستند گزارشي است كه فعاليت هاي دربار را منعكس مي سازد. بعدا با همكاري سينماي انگلستان، فيلم هاي داستاني ساخته مي شود كه اولين آن عشق و دوستي نام دارد. موضوع آنهارا هم تبليغات از رژيم تشكيل مي دهد كه اين تبليغات با موضوعاتي چون عشق، جنگ و مهاجرت توأم مي گردد. بعد از سقوط طالبان فيلم مستند بيشر مورد توجه قرار مي گيرد. هم فيلم سازان افغان و هم فيلم سازان خارجي در تهيه فيلم مستند درافغانستان دست به اقدامات مي زنند.
مشاركت ملي:شما در سينماي افغانستان و در كل در تهيه يك فيلم مستند با چه مشكلاتي رو به روبوده ايد؟
شفيعي: مشكلات زياد است. من به چند نمونهء آن اشاره مي كنم. من فكر مي كنم مشكل اصلي ما اين است كه جايگاه سينماي مستند در افغانستان تعريف نشده است. اين بزرگترين رنجي است كه ما به عنوان يك مستند ساز مي كشيم. اين يك رنج است كه ما نمي توانيم با مخاطبين داخلي خود ارتباط برقرار نمائيم. جشنوارهء اخير در كابل نخستين ارتباط ما با مخاطبين داخلي بود. از اين گذشته ما در زمينهء مديريت سينمايي به مشكل مواجه هستيم. ضعف مديريت سبب مي شود كه كمك ها تنها به چند نفر محدود شود در حالي كه ما در ولايات و در كابل ده ها سينماگرداريم. مشكل ديگر ما نبود هزينه و نبود امكانات پيشرفته براي تهيه فيلم است. همچنان محيط خود، يك مشكل عمده سرراه فيلم سازي در افغانستان مي باشد. ما با ساختن فيلم مستند مي خواهيم افغانستان را به جهان معرفي نمائيم، مي خواهيم به جهان نشان دهيم كه افغانستان تنها جنگ نيست. افغانستان تنوع فرهنگي دارد. افغانستان موسيقي دارد، جغرافياي زيبا دارد اما وقتي براي تهيه فيلم اقدام مي كنيم با صد ها مشكل مواجه مي شويم از نيروي امنيتي گرفته تا كسي كه از او فيلم مي سازيم.
مشاركت ملي:آقاي حيدري!شما مشكل عمدهء سينما و سينماگران افغان را درچه مي دانيد؟
حيدري: به نظر من مشكل عمدهء ما نبود آدم هاي مسلكي است. نبود آدم هايي است كه در رشتهء خود توانمند باشند. ما درسينماي افغانستان يك نويسندهء خوب نداريم. تصوير بردار خوب نداريم. صدا بردار خوب نداريم. نو پرداز خوب نداريم. اگر در تمام افغانستان بگرديم يك گروه توانمند در زمينهء سينما نمي يابيم. فكر مي كنم بايد بيشرين تلاش روي آموزش صورت گيرد. دولت بايد در اين باره مقداری توجه نمايد.
مشاركت ملي:نظرتان راجع به كارهاي افغان فيلمچيست؟
حيدري: من زياد در جريان كارهاي افغان فيلم نيستم ولي تا جايي كه از بيرون مي بينم، تا كنون افغان فيلم كارهاي خاصي نكرده است.
مشاركت ملي:آقاي شفيعي!شما چه نظر داريد؟
شفيعي: وقتي من مدريت سينمايي افغانستان را زير سوال مي برم، نمي خواهم آدم ها را زير سوال ببرم. بلكه فكر مي كنم يك مفكورهء بسيار سنتي، مصلحت گرا و محافظه كار، نظام اداري افغانستان را پيش مي برد. وضعيتي كه شاروالي دارد عين آن در عرصهء فرهنگي و سينمايي افغانستان جريان دارد. افغان فيلم با همان مفكورهء سنتي كه دارد تا هنوز نتوانسته موفق به برگزاري يك جشنواره گردد. من جشنوارهء اخير را مي ستايم نه به خاطر اينكه در آنجا فيلم من برنده شد بلكه به اين خاطر كه بالاخره در افغانستان هم يك جشنواره برگزار گرديد. اما رنج من از اين است كه ايده هاي اوليهء آن در درون افغان فيلم شكل نگرفت. اين نشان مي دهد كه پاليسي ساز برنامه سينمايي افغانستان دردرون مديريت سينمايي قرار ندارد بلكه از بيرون رهبري مي شود.
مشاركت ملي: به هر صورت ما در افغانستان پس از سقوط طالبان شاهد تحولات و اتفاقات خوبي در عرصهء سينماي افغانستان هستيم. نمي شود اينها را ناديده بگيريم.
شفيعي: بلي بعد از سقوط طالبان اتفاقات خوبي در عرصهء سينماي افغانستان افتاده است. فيلم اسامه و خاكستر و خاك يك اتفاق خوبي در سينماي افغانستان بود. دنيا سينماي افغانستان را با همين دو فيلم مي شناسد كه بعد از سقوط طالبان ساخته شده اند اما من فكر مي كنم اين اتفاقات زاييدهء مديريت خوب نبود بلكه زاييدهء عشق فراوان جوان افغان بود. بسياري از اين فيلم ها بر اساس شوق وتلاش خود فيلم سازان به وجود آمدند كه الآن اعتبار فرهنگي براي افغانستان محسوب مي گردند. من نگراني ام از اين است كه به دليل مديريت نشدن صحيح، در آينده همين اتفاقات هم نيفتد و همين اندازه كه تاكنون توليدشده توليد نگردد.
مشاركت ملي:آقاي حيدري!نظر شما در اين باره چه است؟
حيدري: من اين را تاييد مي كنم كه در سه سال اول اتفاقات خوبي افتاد مثل فيلم اسامه، خاكستر وخاك، ساعت پنج عصردختر مخملباف ( سميرا مخملباف) و سگ ولگرد خانمش \"مرضيه مشكني\". اما در عين حال در سال اخير ما شاهد نوعي پس رفتگي در عرصهء سينماي افغانستان هستيم. در فيستيوال اخير ما فيلمي را كه در سال اخير يا چند ماه اخير ساخته شده باشد نديديم.همه مال سالهاي قبل بودند.
فيلم هايي كه الآن توليد مي شوند اكثراً تبليغاتي و سفارشي اند و اين، به سينماي افغانستان لطمه زده و ماندگاري فيلم را از بين برده است. دليل اينكه سينماگران به چنين فيلم هايي روي مي آورند اين است كه از آنها حمايت صورت نمي گيرد. براي آنها هزينه ساخت فيلم پرداخته نمي شود. تنها عشق به توليد كافي نيست . با جيب خالي فيلم ساخته نمي شود. بناءً بايد از آنها حمايت شود و به جواناني كه انرژي كار و توليد دارند اجازه داده شود و براي آنها موقعيت آماده شود.

برگرفته شده از:مشارکت ملی

همچنين قسمتی ازيک مصاحبه ديگرم در روزنامه راه نجات.

ملک شفيعي

۱۳۸٥/٤/۳
گذشته وحال سينماي افغانستان!

تذکر: این مقاله برای جشنواره بین المللی انجمن فلمها تهیه شده بود.

 

اول ازهمه لازم است يادآوری کنم که اطلاعات من ازگذشته سينمای افغانستان  بسيارمحدودومنحصربديدن چندفيلم است که آنهارانه باديدکارشناسانه بلکه بصورت اتفاقی ديده ام. مهاجرت واينکه من، ازنسل دوران جنگ افغانستان هستم ،جنگي كه گذشته راازبين برده است عمده دليل قطع ارتباط من باگذشته سينمای افغانستان بوده است گذشته ی که ميدانم درآن چندفيلم نسبتاخوبی نيزساخته شده است.

گذشته سينمادرافغانستان:     

اولين فلم افغاني درهندوستان درسال 1949 ساخته مي شود وبعدازآن مراكزي براي نمايش فلمهاي هندي درشهركابل بوجودمي آيداماباايجادمركزسينمايي افغانفلم توسط شاه امان ا... درسال 1966 وباهمكاري دولت آمريكاتوليدفلم درافغانستان بصورت ارگانيك شروع مي گردد.

بعدازتاسيس افغانفلم بعنوان يك مركزدولتي  فيلمسازان آماتورافغانستان به توليدفيلمهای مستندوگزارشی روی می آورند، سيستم فيلمبرداری نگاتيف واکثرابه صورت شانزده ملی متری بوده است که برای چاب،   ظهوروبقيه کارهای لابراتواری به هند، انگلستان وشوروی فرستاده می شده است  کمکهای دولت آمريکابه صنعت درحال تکوين سينمای افغانستان درزمان کودتای کمونيستی سال 1978کاملاقطع می گردداماتجربه ساخت فيلمهای مستندخبری، جسارت اين رابه جوانان فيلمسازافغان می دهدتادرفضای انقلابی حاکم برافغانستان  آنروز، دست به دوربين ببرند.دراين دوران است که کمک اتحادشوروی وقت جای کمکهای آمريکارامي گيردوفيلمسازان افغان، سعی می کنندفيلمهای تبليغاتی ساخته وانقلاب رابستايند.کمک شورويهادرتوليدفيلم مشترک(تابستانهای داغ کابل  نمودبيرونی به خودمی گيرد.فيلمی که قصه آن حکايت ورودتخصص وکمک ازاتحادشوروی  به افغانستان است) قصه فيلم درباره يک پرفسورروسی است که درجنگ جهانی دوم حضورداشته است واکنون به همراه دوجوان آموزش ديده افغان درمسکو، برای طبابت سربازان درحال جنگ باعوامل آمريکاوپاکستان ياهمان مجاهدين امروز،به کابل می آيندودرشفاخانه (بيمارستان)چهارصدبستر كابل مشغول به کارمی شوند.

 تب وتاب ساخت فيلم درسالهاي آخردهه هشتاد، بيشترمی شودودراين سالهاست که کارگردانانی مثل انجنيرلطيف، همايون مروت، صديق برمک ، احدژون وچندتای ديگرنام برمی آورندوازجمله فيلمهای : کمدی  طلبکار-صبورسرباز-جنايتکاران-مانندعقاب-سرگردان کوچه ها-پرنده های  مهاجر-مرزعه سبز -بيگانه وکمی بعدحماسه عشق وخاکسترساخته می شود.وشرکتهايی چندنيزبنامهايی : نظيرفيلم-شفقفيلم وآريانافيلم قدعلم می کنند.

بعدازسقوط دولت دکترنجيب ا...ودرزمان حکومت اسلامی آقای ربانی نيزدوفيلم بنامهاي گرداب وعروج به کارگردانی آقای نورهاشم حبيب ساخته می شود که اين فيلمهاغيرازتغييرمحتوايی وستايش جهادهيچ نوأوری خاصی ندارند.

دست آوردسينماي افغانستان تااين زمان چندفيلمنامه نويس، چندکارگردان والبته چندين بازيگری است که درکارهايشان می خواهندمقداری ازسينمای هندنيزتقليدکنند  به موازات اين، فيلمهای هندی همانطورکه پيش ازسيستم فيلمسازی درافغانستان وارداين کشورشد،همچنان دل مخاطبين فيلم واکثراجوان افغان راباخوددارد، بازيگران ماه روی وپری وش وبچه فيلمهايی که بصورت افسانوی ويکشبه هم به پری می رسندوهم به دارايی، تماشاگران افغان خودراجادومی کنندوحتی درزمانی که فيلم هندی برپرده سينماهاديده نمی شودکلوبهای ويديويی که درزيرزمينهای نموردکانهاقرارداردمملوازبيننده می گردد.سيرطلسم شدن بينند گان افغان به فيلمهای هندی تاشرايط حاضرنيزامتدادمی يابد.

اين متاسفانه برخلاف موسيقی افغانستان است که هرچندمتاثرازموسيقی هندمی گرددولی منفعلانه نيست استادسرآهنک -رحيم بخش وديگران باالهام ازموسيقی هندی کاری می کنندکه دل هنديان رانيزمی ربايندواين ابدادرسينمای افغانستان اتفاق نمی افتد

 

 

 سينماي افغانستان درخارج:  

  دردوران بی ثباتی حاکم برافغانستان تعدادی ازکسانی که درتوليدفيلم نقش داشتند درعالم مهاجرت نيزدست به ساخت فلم زدند باتوجه به مضيقه های اقتصادی هرچندتوليدفلم رشدوبهره ی درپرداخت هنری برای مابه ارمغان  نياوردولی نگذاشت که خط توليدفلم قطع گردد (باتوجه به حاکميت طالبان درافغانستان اين قابل توجه است) فيلمهايی که درخارج درست شده اندازجمله اينهاهستند: درکشوربيگانه -آمريکا. شکست شب- پاکستان.شکست -هندوستان خاکسترعشق -آمريکا.غربت - ازبکستان وسريال شرين گل وشرآغا- روسيه که تمام اين فيلمهابه طريقه ويديويی تهيه شده اند. تااينجاوبه احتمال بسيارقوی کارگردانان فيلمهای افغانی نويسندگان فلمنامه هايشان نيزبوده اندواصولاتفکيکی دراين بين صورت نمی گرفته است .

وضعيت فعلي سينماي افغانستان:

 بيست وسه سال جنگ هرچندبرای افغانهاوافغانستان کمرشکن بوداماوحداقل يک دست آوردبزرگ داشته است وآن تغييرنگرش ميليونهاافغان درباره جهان پيرامون وزندگی خصوصی شان می تواندباشد،تغييری که ذهن وخيال افغانی راازيک ذهن وخيال بسيط وساده به ذهن وسليقه پيچيده ی تبديل کرده است .سليقه پيچيده می تواندخواست   ومطالبات پيچيده ترومتنوع تری داشته باشد.همان مطالباتی که امروزه شعروادبيات مارابه پويندگی وبالندگی وتنوع آفرينی سمت وسوداده است.

بااين مقدمه مي پردازيم به وضعيت حال سينماي افغانستان :

بعدازسقوط طالبان وقتي فلمسازان افغان ازكشورهاي ديگربرگشتند، هيچ چيزنبود! نه دوربين ونه وسايل لابراتواري واديت. همه چيزباپشت كاروتلاش شروع شد روزهاي اول فلمسازان مي آمدندودرمركزدولتي افغانفلم مي نشستندوحرف مي زدندكه چه كنند؟ باهيچ چيزچگونه داستانهاي خودشان رابتصويربكشند؟

كم كم كمكهاازسوي انجوهاسرازيرشد اول ازهمه دوربين دجيتل وبعددستگاه اديت آنلاين وبعدتركرين خريده شدوساخت فلم آغازگرديد. درعين حال تعدادي سينماگرموسسه هاي شخصي بوجودآوردندكه طبق آخرين آماردرحدود63 موسسه سينمايي مجوزكاگرفته اند.

اولين فلم بلندبعدازطالبان، اسامه بودكه توسط آقاي صديق برمك وباحمايت مالي NHK جاپان ساخته شد وبعدچندين فلم كوتاه داستاني توسط فلمسازان آماتوروبعدترآقاي عتيق رحيمي ازكشورفرانسه آمدوفلم خاكستروخاكش راساخت،من نيزدرچنين شرايطي هرچندسينمارادرايران يادگرفته بودم،ازهالندبه افغانستان آمدم، درابتدا مركزهنروفرهنگ افغانستان راتاسيس كردم وبعدشروع كردم به ايجاديك تيم كاري، اول آنهاراآموزش داده وبعدبه توليدفلمهاي مستندوداستاني پرداختم كه تاكنون بيش ازنه فلم دراين مركزساخته شده است.

درمجموع افغانستان هم اكنون 17 سالن سينمافعال است، وهمانطوركه گفتم حدود63 موسسه فلمسازي ازدولت مجوزفعاليت گرفته اند ودرحال حاضر7شبكه تلويزيوني درحال پخش برنامه هستندوقريب بيست شبكه مجوزفعاليت دريافت داشته اند اماباتمام اين وجودهيچ پولي براي ساخت فلم درگردش نيست واكثرموسسات فلمسازي ياغيرفعال اندويافلمهاي آموزشي وتبليغاتي انجوهارامي سازند، شبكه هاي تلويزيوني هم دپارتمنت هاي خاصي براي توليد فلمهاي مستندوياسريال نداشته واكثرابرنامه هاي استديويي ساخته وموسيقي پخش مي كنند.باتاسيس شبكه هاي تلويزيوني تقريباتمام فلمسازان جذب كاردراين شبكه هاشده اندوازاين لحاظ آينده سينماي مستقل افغانستان درخطراست.

باتمام اين وجودوقتي شماباجوانان شهرهامصاحبه كنيددرصدبالايي آرزودارندياخواننده ويافلمسازشوند. دانشكده هنردانشگاه كابل كه سالهاعلاقه مندان زيادي براي گزينش رشته سينمانداشت دراين دوسال اخيرداوطلبان زيادي راجذب كرده است.

وازبين همين فلمهاي تبليغاتي انجوهاتاهنوزفلمهاي ساخته شده است كه به نمايندگي ازسينماي افغانستان درفستوالهاي جهاني شركت داشته اند واين جاي اميدواري است.

 

ملک شفيعي

۱۳۸٥/٤/۱
مانويل دي اليويرا

مانويل دي اليويرا برنده جايزه دنكيشوت بخاطريك عمرفعاليت هنري از جشنواره بين المللي انجمنهاي فلم ايتالياشد.

مانويل دي اليويرا اهل كشورپرتقال است و98سال عمردراردوازسال 1999 تاكنون بطورمرتب يك فلم ساخته است. وي ازسال 1931 واردعرصه فلمسازي شد وسابقه مشاركت درمسابقه هاي اتومبلراني راهم دارد.مانويل دي اليويراكه فلمسازمحبوب منتقدان دريك قرن اخيرلقب داردتاكنون جوايزافتخاري متعددي ازجمله لوکارنو، توکیو و شیکاگو رادريافت داشته است.

جايزه يك عمرفعاليت هنري اين فلمسازبزرگ جهاني راملك شفيعي فلمسازجوان افغانستان به وي تقديم داشت اين درحالي است كه امسال فلمهاي 32كشوردرفستيوال انجمنهاي فلم حضورداشت ونمايندگان 28كشوردرآن دعوت شده بودند.

فلم تاپارلمان ساخته ملك شفيعي نيزدراين جشنواره بنمايش درآمدومورداستقبال قرارگرفت، ملك شفيعي بيش ازهشت سال است كه فلم مي سازدوتاكنون 29 فلم كوتاه مستندوهنري ساخته است.

ملک شفيعي

[خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]