امپراطوردوهزارساله باميان راصلصال وملکه آنراشامامه نامندکه

درسال دوهزار ميلادی به توب بسته شدند

Bamian (باميان)

Bamian (باميان)
۱۳۸٢/۱/٢۸
صلصال وشامامه بدون تابوت اند.
چندی بسوی باميان ويکاولنگ رفته بودم ُ جايتان خالی. امادرباميان باوجودی که امن ترين نقطه افغانستان اعلام شده است جزسه ساختمان وچندين موترلوکس هيچ اتفاقی نيفتاده است. باميان سرد بود وويرانه های بودا هنوزتيت وپراکنده هستند حتی همان رختی راکه برجنازه بوداانداخته بوده اند تابگويند که ازآنهامواضبط می شود اکنون پاره شده وبادآنرازروی نعش برداشته است گوياکسی نيست که دوباره به آن دستی بکشد. آمريکاييها بالاترازميدان هوايی قرارگاهی ازچوب ساخته اند جای تان خالی به درونش رفتيم . حتی نگهبانان افغانی دم درقرارگه ادای آمريکايی درمی آوردند! وبادوآمريکايی صحبت کرديم که متولد افغانستان بودند. مثل خليل زاد.
دوردستها هنوزروستاهايی راکه طالبان آتش زده اند آتش زده ديديم ُ هنوزعشقهايی که درزمان طالبان دفن شده اند دفن شده معلوم می شوند ولی اميد ی هم است . مردم باميان باسخت کوشی طبيعی خودشان همينکه جنگی نيست باامکانات شبيه گندم وکچالو به بازسازی مشغول اند.
ملک شفيعي

۱۳۸٢/۱/۱٧
بوی خوش بهاردرکابل
بهارجالب ترازاين نديده بودم . بهاری بعدازبيست وسه سال دوری وانتظارُ ميله گل سرخ ُ جنده بالا بخصوص اينکه اين اولين سالی هم است که بعدازسالهارودخانه کابل پرآب شده است . مثلا کيف دارد باجمع به شمال بروی بدون کدام خوف وهراس مثلا اينکه دختران بتوانند مسافرت کنند وادای کسانی رادربياورند که آزادی دارند.
اماخبرهای درگيری اطراف اين دنيا کمترمی آيدُ شايد افغانستان ديگرمانده است ! شايد که مردم بخواهند وشايد هم ديگران نخواهند. جنگ دراطراف هم است هنوزبعض وقتهاصدای طياره جنگی رامی توان شنيد.
وضع سينماهم بدک نيست . لنگان لنگان راه می رود . اماهيچ کاردرشان يک کشوري که بيست سه جنگ راسپری کرده وبايد بازسازی شودنيست. چاره چيست ديگربايد کارکرد . لذت بخش ترازبی سرنوشتی است .
ملک شفيعي

[خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]