امپراطوردوهزارساله باميان راصلصال وملکه آنراشامامه نامندکه

درسال دوهزار ميلادی به توب بسته شدند

Bamian (باميان)

Bamian (باميان)
۱۳۸٧/٥/۳۱
اشک ریختن در شکست یک هموطن خیلی زیبا است

وبلاگ جدید من

www.afghancine.blogspot.com
امروز بیست و دوم اگست روز مبارزه نثار احمد بهاوی بود، مبارزه برای کسب مقام یکطرف اما مسایل حاشیه ی طرف دیگر قضیه که این آخری برای افغانها خیلی جالب است.

افغانهای مقیم پکن ، شاد از دست آورد دیروز روح الله نیکپا، تازه یخشان آب شده بود از اوایل شب گذشته به وقت پکن  نتیجه روح الله اعلام شد، همه خود را آماده کرده بودند برای امروز، از صبح زود وقتی دو سه هموطن را دیدم احساس کردم که نفسها برای تشویق و انگیزه برای در دست گرفتن و بر افراشتن بیرق افغانستان بیشتر شده است.

مبارزه نثار با حریف آمریکایی بود، در استادیوم شر و هلهله عجیبی بر پا شد اول آمریکایی وارد سالن شد با ورود او تماشاگران ساکت نشسته بودند اما بعد از آن وقتی نثار احمد وارد سالن گردید و همه دریافتند که حریف آمریکا، افغانستان است بسیار تشویق کردند تشویق تماشاگران که اکثر چینی بودند در طول مبارزه هم ادامه داشت بگونه ی که در آخر سفیر افغانستان، آمد و با غرور خاصی گفت: دید ید دوستان کشور ما را که چقدر تشویق کردند.

در حین مبارزه یک تعداد آمریکایی یو اس ای می گفتند اما در برابر آنها تمام سالن نام افغانستان را فریاد می کشیدند و این برای تماشاگران آمریکایی عجیب بود بنحوی که برای یک مدتی سکوت کردند.

من با دوربین کوچکم فیلم می گرفتم، در همان اول مبارزه رییس فدارسیون تکواندوی افغانستان آمد و گفت اگر میشه تمام مسابقه را فیلم بگیرید من روی داور مشکوکم، این مرا حساس ساخت، بالاخره مبارزه وقتی شروع شد امتیاز ها به سه و چها ر رسید اما داور دو سه بار به نثار اخطار داد و نمره های وی کم شد.

نفسهای افغانهای حاضر، در آخرین لحاظات بند آمده بود، سالن تا آخرین ثانیه ها نثار را تشویق می کرد ، افغانها هم روی نثار بیشتر حساب باز کرده بودند اما بالاخره آمریکایی کارش را کرد.

یکی دو نفر از افغانها را دیدم که اشک ریختند، این اشک ریختن در شکست یک هموطن خیلی زیبا بود، زیبا تر از برد! اشک نشانه اوج علاقمندی یک فرد برای پیروزی یک فرد دیگر است.

منهم خیلی دوست داشتم نثار به مدال برسد با خود حساب کرده بودم اگر وی نقره یا طلا بگیرد خیلی خوب می شود. اما حدود یکفته پیش وقتی نثار را دیدم که زبانش پاره شده بود و داکتر چند بخیه زده بود نگران بودم و ناراحت از اینکه چرا تیم افغانستان بی احتیاطی می کند و در آخرین لحظات بگونه ی تمرین می کنند که آسیب ببینند.

اما در مجموع نثار و روح الله هردو شایسته بیشتر از آنچه بدست اوردند بودند، هردو  شبهاهتهای زیادی بهم دارند، هردو صمیمی و دوست داشتنی هستند.

برای حاشیه این مسابقات گفتنی های زیادی دارم که در روزهای آینده به آنها می پردازم.

و در اینجا بد نمی بینم که عکس تنها توشیق کننده خردسال افغانستان در پکن را نشر کنم، سلیم نوجوان شوخ طبعی که معلم زبان چینی خودرا در روز مسابقه به ستوه در آورده بود.

 

ملک شفيعي

۱۳۸٧/٥/۳٠
افغانستان صاحب اولین مدال المپیک در تاریخ خود!

وبلاگ جدید من
www.afghancine.blogspot.com

امروز ورزشگاه اختصاصی برای مسابقات رزمی شهر پکن شاهد مبارزه روح الله نیکپا بود، نیکپا با شکست دادن حریفانی از آلمان، انگلستان و اسپانیا و شکست در برابر ورزشکار مکزیکی به مدال برنز دست یافت.

افغانستان در المپیک پکن چهار ورزش کار دارد، اما تعدادی زیادی از وزارت خارجه و کمیته ملی المپک به شمول رییس و بقیه مسوولین به پکن آمده اند با تمام بی نظمی ی که دیده می شود بازهم نیکپا نام افغانستان را بلند کرد.

شاید انچه جالب توجه باشد، نحوه تشویق تماشاگران افغان باشد، تجربه تشویق نکردن تلخ  است ما مردم عادت کرده ایم که همیشه روحیه همدیگر را تخریب کنیم اما تجربه تشویق همدیگر و مشارکت در پروزیهای هم را نداریم .

در پیش از چاشت وقتی روح الله با تکواندوکار آلمانی مبارزه می کرد تماشاگران افغان و مسوولین المپیک ارام نشسته بودند و نمی دانستد که چگونه از نیکپا حمایت کنند. یکی دو نفر یکی دوبار سعی کرد چیزی بگوید اما بقیه نای تشویق را نداشتند.

بعد از چاشت کمی وضعیت بهتر شد و دانشجویان افغان دانشگاه پکن شور آفریدند اما بازهم سرو صدای آنان در برابر یک تیم کوچک اما منسجم مکزیکی که با نای وسرنا آمده بودند وخودشانرا در بیرق کشورشان پیچیده بودند و باهم آواز می خواندند نا چیز بود.

نکته جالب دیگه این است که تماشاگران افغان نمی دانستند که چه کلمه یا جمله کوتاهی را برای تشویق به کار ببرند، بعضیها می گفتند بگوییم افغان! ولی آشکارا محسوس بود که این کلمه به مزاق آنان خوش نمی خورد اینگار افغان یک چیز بدی است که نباد ادایش کرد، بعضیها می گفتند بگوییم افغانستان ولی در دو بخش : افغان- ستان!

سرانجام اکثریت نا خود آگاه توافق کردند که صدا بزنند روح الله روح الله.

با تمام این وجود روح الله افتخار افرید.

 

 

ملک شفيعي

۱۳۸٧/٥/٢٩
دیوار چین

دیوار چین که تاریخ ساخت آن به دوصد سال قبل از میلاد بر می گردد شگفت آور است، شاید افتتاحیه المیپیک پکن را دیده باشید و یا اگر در چین مسافرت کرده باشید و دیده باشید که راهنماهای هتل محل اقامت تان از صبح تاشب دم در استوار استاده است و در برابر هر مسافر لخند می زند و نه خمیازه ونه خستگی دیده می شود،  متوجه خواهید شد که چه پیوندی است بین تمام این کارها در کشور بزرگ چین، ساخت دوار چین که قریب نه قرن طول کشیده است نشان از استواری و نظم و پایداری یک ملت است، امروزه دیوار چین هر چند در بسیار نقاط از بین رفته است اما بخش قابل توجه از آن پا برجاست وبه شدت از سوی حکومت، محافظت می شود.

من نیز امروز شانس پیدا کردم تا از بخشی از این دوار که در حاشیه شهر پکن واقع شده است دیدن کنم.

برنامه باز دید از این دیوار برخلاف تصوراولیه ام خیلی راحت صورت گرفت تصمیم داشتم که یک موتر گرفته و تنهایی بروم ولی وقتی کارمندان هتل مطلع شد صرف با هزینه بسیار ناچیز ١۵٠ یوان که در حدود بیست دالر می گردد این کار میسر شد، صبح زود یک واگن هفت نفره آمد دوسه توریست خارجی دیگر هم سوار بود و با یک مترجم ما را برد.

 

ملک شفيعي

۱۳۸٧/٥/٢٧
مشارکت سمبولیک دختران افغان در مسابقه المپیک

١۵ ماه آگست، امروز روبینا مقیم یار در استادیوم آشیانه پرنده، جاییکه افتتاحیه المپیک در آن برگزار شده بود به میدان رفت و در گروه پنجم با ١۴ و ٨٠ صدم ثانیه نفر آخر شد.

مقیم یار در المپیک آتن هم شرکت کرده بود و فکر می کنم آنجا نتیجه بهتری گرفته بود، اما تقصیر از روبینا نیست مشارکت سمبولیک دختران افغان در مسابقه المپیک در چین داستان طولانی دارد.

دختری که برای این کار انتخاب شده بود بعد از مدتی زیاد تمرین در کشورهای مالزی و ایتالیا سرانجام در ایتالیا فرار کرد و پناهنده شد.

بعد از آن کمیته ملی المپیک سعی کرد این راز را سر پوشیده نگهدارد اما نتوانست و خبرنگاران خارجی زرنگ تر از آن بودند در چنین وضعیتی رو به روبینا آوردند تا وی از افغانستان بعنوان تنها دختر افغان در المپیک نمایندگی کند، روبینا حدود ١٢ روز قبل از مسابقه شروع به تمرین کرد این در شرایطی بود که استاد نداشت وهیچکسی به مسایل و مشکلات و دشواریهای وی توجهی نمی کرد.

نکته دیگر اینکه روبینا و دو دختر دیگری از یمن و یک کشور گمنام آفریقایی با رو سری در مسابقه شرکت کردند که تمام این خانمهای محجبه از رقیبان خویش پس ماندند تا به تیوریسنهای اسلامی کشورهایشان ثابت کنند که اگر به زور آنها را نماد اسلامی می سازند آنها هم بلدند با آخر شدند نام اسلام را نیک کنند!

ولی پشت پرده چیزهایی دیگری است این اسلام گرایان ظاهر نما، در خارج از دید دوربین کارهای عجیبی می کنند و شبها تا ساعتهای سه و چهار صبح در دسکوتیکهای و رقاص خانه ها سر می کنند .

ملک شفيعي

۱۳۸٧/٥/٢٥
به اینجا آمده ام

من به این آدرس نقل مکان کرده ام، هر چند چندان فعال نیستم و کمتر وقت و حوصله می کنم که وبلاگهای خودرا به روز کنم.

اما سعی می کنم این وبلاگ را که یکی از قدیمی ترین وبلاگهای افغانستان است زنده نگهدارم.

آدرس جدید: www.afghancine.blogspot.com

و همچنین از بعض کارهای من می توانید در این وبسایتها باز دید نمایید:

www.basafilm.com
www.kabulfilmfestival.org

ملک شفيعي

۱۳۸٦/۱۱/۱٠
من اين وبلاگ را که يکی از قديمی ترين وبلاگهای افغانی است گم کرده بودم

شاید گم کردن وبلاگ دلیلی بر هرآنچه که شما فکر می کنید باشد.

تقریبا یک ونیم سال پیش یکبار این اتفاق افتاد وهرچه مطلب ارسال می کردیم آبدیت نمی شد

تازه امروز فهمیدم که پرشیان بلاگ از نقطه کام به نقطه آی از تغییر یافته است چند بار تصمیم گرفته بودم که وبلاگ دیگر باز کنم ولی نشد حالا فکر می کنم که این وبلاگ با ازیتی که صاحبان سرورش می کنند ارزش نوشتن را دارد یا نه کار از صفر شروع شود.

ملک شفيعي

۱۳۸٦/۳/۱۳
مهمانان وبرنامه های جشنواره فلم کابل!
مهمانان دومین جشنواره بین المللی فلم کابل ازسه کشور ایران، تاجیکستان وپاکستان مشخص شد.
مهمانان:
1- آقای کامران شیردل مستندسازوبنیان گذارجشنواره بین الملی فلمهای مستندکیش  ازکشورایران.
2- خانم مهین ضیا مستندسازوازاعضای جشنواره بین المللی کارا (کراچی فلم فستیوال)
3- اقای علاوالدین عبدالله اوف مستند سازوبرنده چندین جایزه ازاتحادیه سینماگران تاجیکستان.
ونیزدومهمان دیگرازتهیه کنندگان تلویزیون آرته کشورهای فرانسه والمان.

همچنان قراراست درطی شش روزبرگزاری جشنواره بین المللی فلم کابل برای آشنایی هرچه بیشترسینماگران افغان باسینمای کشورهای همسایه وجهان روزهای برای برسی سینمای کشورهای المان، فرنسه، ایران، پاکستان وتاجیکستان دایرشود، تمام علاقمندان می تواننددراین مراسمهاشرکت کنند.

اتفاقهای جشنواره بین المللی فلم کابل.
1- نمایش فلم ضدجنگ وجنجال برانگیز گذرگاه ساخته اقای عبدالحسین دانش.
2- نمایش اولین انمیشن ساخته شده توسط آقای محسن حسینی.
3- نمایش فلم مستند زندان زنان ساخته آقای کامران شیردل .

ملک شفيعي

۱۳۸٦/۳/۱٠
شانزده فلم به بخش مسابقه راه یافتند.
ازمیان حدودشصت فلم مستندوکوتاه رسیده به دفترجشنواره  16 فلم به انتخاب هیات بازبینی وانتخاب جشنواره متشکل ازآقایان: انجنیرلطیف احمدای، احدژوند، جوانشیرحیدری، ابراهیم هوتک ، عبدالقیوم کریم، ملک شفیعی وخانم رویاسادات برای بخش مسابقه جشنواره معرفی شدند.
هیات بازبینی درطی یکهفته تعداد59 فلم رسیده به دفترجشنواره راتماشاکرده وبعدازتحلیل ورای گیری به نتیجه فوق دست یافتند.
همچنین به زودی تعدادفلمهای که ازکشورهای همسایه درجشنواره به نمایش درخواهندآمدانتخاب خواهدگردید.
لازم به ذکراست که ازمجوع فلمهای باه یافته افغانی به بخش مسابقه هفت مستند، هشت داستانی ویک انیمیشن است.
حضوریک فلم انیمیشن ساخته شده توسط فلمسازان افغان ازاتفاقهای خوبی این جشنواره بحساب می ایدبادرنظرداشت اینکه گروه هیات بازبینی خوشحالی شانراازرشدقابل توجه درکیفیت فلمهای افغانی دراین جشنواره ابرازداشتند.

ملک شفيعي

۱۳۸٦/٢/۳۱
دومین دوره جشنواره بین المللی فلمهای مستندوکوتاه داستانی کابل
جشنواره بین المللی فیلم کابل!
این جشنواره که دوراول آن سال کذشته بسیاربه شکل ابتدایی برگزارشد امسال درتلاش است که به شکل متفاوت وبافیلمهاوبرنامه های متنوعی برگزارگردد

گذشته:

اولين جشنواره بين المللي فلمهاي مستندوكوتاه داستاني كابل سال گذشته ازتاریخ 27/3 تا1/4/1385 مطابق با 17تا22 ماه جون 2006 میلادی برگزارشد كه درطي آن بيشن از23 فلم مستندوکوتاه داستانی داخلی وخارجی اشتراك كرده بودند فلمهاي اشتراك كننده درعين حاليكه ازطريق دوسالن نمايش فيلم درليسه استقلال وپوهنتون تعليم وتربيه بنمایش درمی آمدند باهمكاري تلويزيون طلوع درمعرض ديدعام گذاشته مي شدندوبينندگان فلمهامي توانستند بعدازديدن فلمهاي موردعلاقه شان ازطريق SMSراي بدهند. يك تيم داوران فلمهاي برترراانتخاب كرده ودرنهايت دوفلم بعنوان فلمهاي برگزيده تماشاگران وداواران حايزجايزه گرديدند. دومين دورجشنواره بين المللي فلمهاي مستند وكوتاه داستاني كابل به مانند دوراول، باهمكاري مراكزفرهنگي كشورهاي آلمان وفرانسه درافغانستان ونهادهاي داخلي افغانستان دايرمي گردد.


جشنواره امسال ازتاریخ 26 تا31 ماجوزادردوسالن معروف شهرکابل جریان خواهدداشت. سالنهای نمایش دهنده سالن سینمای لیسه استقلال ودانشگاه تعلیم وتربیه کابل می باشد
لازم بیادآوری است که تاریخ پذیرش فلمها در29 ماثوربه اتمام رسیدودفترجشنواره درطول کمترازیکماه بیش ازشصت فلم مستندوکوتاه دریافت کرده است که این نشان دهنده جایگاه خاص سینمادربین نسل نوافغانستان بعدازطالبان می باشد.
جشنواره مهمانانی ازکشورهای همسایه داردکه تاهنوزنام آنهااعلام نشده است.
دومین جشنواره بین المللی فلمهای مستندوکوتاه داستانی کابل امسال سه جایزه نقدی خواهدداشت
1- جایزه دوهزاردالری به بهترین فلم جشنواره ازسوی هیات داوران
2- جایزه دوهزاردالری برای بهترین فلم به انتخاب تماشاگران
3- جایزه هزاردالری به فلمی باموضع حقوق بشر.
وهمچنین این جشنواره تقدیرنامه هایی برای بخشهای مختلف به به هنرمندان برترخواهدداد.
جشنواره فیلم کابل سایت رسمی ندارد.
ملک شفيعي

۱۳۸٥/۸/٢٤
پديده خشكسالي خطري بدترازطالبان!

اين نه يك گزارش است ونه يك مقاله علمي چشمديدي است ازمسافرتهاوبرداشتهاي مستندسازي راجع به تبعات خشكسالي درافغانستان.

برداشت اول: بسياري نقاط افغانستان تاچندسال آينده بدليل خشكسالي پياپي تبديل به دشتهاودره هايي خالي ازسكنه خواهدشد وبنابراين حتي اگرافغانستان خطري مثل تروريسم،طالبان ومداخلات كشورهاي همسايه راهم نداشته باشدباهمين پيمانه كمكهاي جامعه جهاني قادربه مبارزه باتبعات خشكسالي هم نخواهدبود!
برداشت دوم: هزارجات دردرجه اول، بخشهايي ازشمال كشور،هرات، نيمروزوحتي كابل واطراف آن دردرجه هاي بعدي تهديدحمله وحشتناك خشكسالي قراردارند.
برداشت سوم: شهرهاي افغانستان مثل كابل، غزني، هرات، مزارشريف موردهجوم فراريان خشكسالي قرارمي گيرندوميزان بيكاري،دزدي، كدايي وانوع ديگري بزهكاري وسوتغذيه افزايش پيداخواهدكرد والبته برميزان مرگ ومريضي نيزافزوده خواهدشد.
دلايل خشكسالي:
1- تداوم خشكساليهاي نه ساله گذشته
2- افزايش دماي عمومي كره زمين
3- صنعتي شدن كشورهاي همسايه افغانستان كه البته اين ودليل قبلي عمده ترين عامل نرسيدن ابرهابه افغانستان شده وبنابراين ميزان بارندگي سال به سال كاهش بيشتري خواهديافت وتنهامنبع آب افغانستان كه همان باران است ازبين خواهدرفت.
4- محيط زيست ونابودي سبزه زارهاوجنگلات درافغانستان كه اين باعث مي شوداگراندك باراني هم بيايدتبديل به سيلاب شده وجذب زمين نگردد.
5- بي برنامه گي وبيهودگرايي دولت افغانستان ودرگيري بيش ازحداين حكومت به مسايل سياسي وفرورفتن درمنجلاب فساداداري كه اجازه نمي دهددربعض مواردكه امكان مبارزه باخشكسالي ميسرمي شودصورت گيرد.

نشانه ها:
1- همين الان بيش ازهفتاددرصدسرزمين مزروعي هزارجات خشك است، باغهاي ميوه نابودشده است ودربسياري روستاهاكه كاريزهاي كلان داشت وازاين كاريزهادشتهاآبياري مي شدهم اكنون مردمان همين روستاهابراي آب خوردن خودچاه زده اندكه هرسال مجبورمي شوندچندمتربيشتربكنندتابي آب نشوند.
2- دورترنه اگردركابل زندگي مي كنيدوچاه آبي دردرون حويلي تان است حتمااگرچاه عميق نباشددچاركمبودآب مي گرديد.
3- به حواشي شهرهاي كلان افغانستان سربزنيدالونكهاي زيادي براي زندگي درست شده است بسياري گمان مي كنندكه تمام اين الونگهاتوسط مهاجران برگشته به افغانستان ساخته شده است درحاليكه واقعيت اينست كه بسياري آنهابدليل خشكسالي ازروستاهاآمده اندويااگرهم ازمهاجرت برگشته باشندبازهم به دليل خشكسالي به روستاي خودبرنگشته اندچون مي دانندديگردرآنجاآب وكشتي نيست.

نتيجه:
افغانستان خشك مي شود وافغانستان جزاولين نقاط اين كره خاكي است كه اين پديده راتجربه مي كند.

راه حل:
1- هرچه عاجل صنعتي شدن افغانستان واستخراج معادن اين باعث مي شودكه مردم كاركنندپول بدست بياورندگندم بخرندواگرلازم شدآب معدني بنوشند.
2- پيمان قراردادهاي كاري باكشورهاي كه نيازبه نيروي كاردارند دراينصورت همانگونه كه الان بسياري خانودهاي افغان وابسته به درامدكارگرانشان دركشورهاي ديگراست خانواده هاي بيشتري مي توانندازاين شانس بهره مندشوند.
3- خدارحم كند وسرنوشت دنياراديگرگون سازد مثل زلزله سنومي دراندونيزياكه پارسال باعث شد تبخيرآب دريابيشترشودودربسياري جاهابصورت موقت ميزان بارندگي افزايش يابد.

درغيراينصورت:
خدامي داند!

ملک شفيعي

۱۳۸٥/۸/٢٢
گامهاي نخست سینماي افغانستان

(این مصاحبه ویرایش دوباره شده است)

آقاي عبدالملك شفيعي مستندسازپرآوازه افغانستان است كه طي مسافرتي كه به ايران داشتند اين مصاحبه باگرايش به موضوع انديشه اجتماعي سينمادرافغانستان همراه ايشان صورت گرفته است. شفيعي حدودهشت سال مي شودكه واردفعاليت حرفه ي فلمسازي شده وتاكنون بيش از29 فلم مستند ساخته است ودرچندين جشنواره بين المللي اشتراك داشته وبرنده جوايزي نيزگرديده است.

- آقاي شفيعي فرايند توليداندیشه در سینماي افغانستان چگونه می باشد؟.

شفیعی: سوال دشواري است چون دربدبينانه ترين شرايط اين عمل هيچ وجودندارداماازاين نقطه نظر كه درتوليدهركاري تفكري وجودداردمي توان گفت كه فرايند توليدانديشه درسينماي افغانستان بگونه ي است كه تجربه وتوليد آن بصورتهاي گوناگوني صورت مي گيرد.اگرتوليد انديشه رابه معني عامي كه دراول صحبت به آن اشاره كردم بگيريم درسينماي افغانستان به چندصورت انجام مي گيردانديشه هاي كه ريشه درذهن وفكرسينماگرافغاني نداردوبيشترمتاثرازجهان حافظه سينماگرافغانستاني است كه درپرتوتماشاي فلمهاي معدودي صورت گرفته است والبته وقتي براي فلمهاقيدمعدودمي آوريم به چنددليل است اول اينكه سينماگرافغاني بابسيارفلمهاي مطرح امروز جهان يااصلاآشنانيست وياهم به آنهادست رسي نداردواين دست رسي نداشتن حتي مربوط به فلمهاي تاريخ سينمانيزمي گردد دردرون افغانستان كمترسينماگري رامي توان ديدكه بصورت مرتب مثلاپنج تافلم تاريخ سينماراديده باشدبنابراين جهان حافظه سينماگرافغان رافلمهاي تشكيل مي دهدكه اوبه آنهابصورت آسان دست رسي داشته والبته اين فلمهانيست جزفلمهاي هندي كه عمومافلمهاي درجه ب وج آن به افغانستان واردمي شودوسينماگروبيننده عادي مشتركابه آن دسترسي دارند.

انديشه هاي كه تحت تاثيرچنين فضايي بوجودمي آيدانديشه صيقل يافته ي است كه بزعم سينماگرافغان براي مخاطب افغان مناسب تشخيص داده شده است ولي ازنظرساختاروتكنيك نه اينكه ابداعي صورت نمي گيردبلكه درتقليدتقليل نيزرخ مي دهديعني گاهي اهميتي كه يك كات ويايك اسپشيال افكت براي سينماگرهندي داردبراي سينماگرافغان نداردواينگونه است كه بسياري معتقدبه فقدان توليدانديشه درسينماي افغانستان هستندزيراانديشه وتفكربدون ابداع ونوآوري تقريبامحال مي گرددودرسينماي افغانستان چه ازنظرداستان وقصه وچه ازلحاظ زبان سينماكمترابداعي صورت گرفته است.

ازيك روي توليدانديشه معمولادرپرتونقدبوجودمي آيديعني ازفرايندعمل وعكس العمل است كه زمينه تفكرشكل مي گيردومتاسفانه درسينماي افغانستان نه نقدي وجودداردونه عكس العمل تماشاگران يك عكس العمل مناسب است ودرچنين فضايي كمترسينماگرتشويق به نوآوري مي گردد خوب،اين يك روي سكه است ولي روي ديگرآن سفيداست هرچنداين سفيدي جامه ي نيست كه برقامت سينماي افغانستان كشيدامالباسي است كه براي آن دوخته مي شود وتوضيح مطلب اينكه درفلمهاي كه بيشترجوانان تحصيل يافته درخارج ازكشورمي سازندويامي توان درفلمهاي جوانهاي آماتورداخل كشورديدريشه هاي تفكرونوآوري به وضح ديده مي شودتجربه يك نوع ابداعاتي كه هرچنددربسياري مواردباقواعدكلي سينمامغايرت داردامازمينه هاي تفكردرآنهاديده مي شود شمامي توانيدگاهي موضوعات آبستره وياانتزاعي راببيندكه درچنين فضايي بتصويركشيده مي شودوگاهي مي توان قابهايي  راديدكه به منظورالقاي مطلب خاصي گرفته شده است خوب اين فرايندهمانگونه كه اشاره شديك جريان عامي نيست وتازه توسط آماتورهاتجربه مي گرددومنهم بيشتربه همين آزمون وخطاهاي جوانان اميدبسته ام زيرادرآنهازمينه يك تفكرافغاني وجودداردكه متناسب بامعضلات اجتماعي جامعه افغاني شكل مي گيرد اما درمجموع فرایندی در چرخش نیست تاچیزی ازدرون سینمای افغانستان زاده شود که بالای جامعه تاثیر داشته باشد معمولا سینما گران افغانستان دنباله روحوادث سیاسی و تحولات اجتماعی بوده اندونگاه شان نگاه محافظه کارانه، حکومتی وشعارگرایانه بوده که کمترمی شود درآنهااندیشه خاصي راتماشاكرد.

-  در سه دوره قبل از جنگ،دوران جنگ وبعد از جنگ چه تاثیری جامعه بالای سینما وچه تاثیری سینما بالای جامعه داشته است؟

شفیعی: همانگونه كه اشاره شد درافغانستان فرآیندنقد وجود ندارداینگونه نيست كه يكعده بیایندداستاني يایک فیلمي راببينند وروي آن نقدوتحليلي صورت بگيردودرخوبترين وجهش اين نقدهاازطريق مطبوعات انعكاس يابداين چرخه وجود نداردگاهي اگرچيزي هم درمطبوعات چاب مي شودياخبراست وياتعريف وتمجيدكه البته اين تعريف وتمجيدهاهم ازسوي طرفداران كارگردانها صورت مي گيردوهيچ ربطي به كيفيت فلم نداردومتاسفانه اين فرهنگ نيزريشه داردكه هستندبسيارهنرمنداني كه نقدآثارشان رابه معني خصومت شخصي قلمدادمي كنندوگاهي اگرنقدي صورت بگيردتبعاتي منفي نيزبراي ناقددرپي خواهدداشت اماراجع به سينماگران طوري که قبلانیز گفته شدآنان بيشتردنباله روحوادث اند وبیشتر آثار شان جنبه های شعاری داشته است مثلادرگذشته ودرزمان كمونيستهاوحتي درزمان مجاهدين بيشترين محتويات فلمهاراستايش ازنظامهاي ايديولو‍‍‍‍‍ژيك تشكيل مي داده اندوالبته ممكن است دربعض مواردبعضي ازاين فلمهابراي كشاندن مردم به جبه هاي جنگ موثرواقع شده باشنداماآنگونه تاثيراتي كه ما ازتجربه نمايش فلمهايي خارجي برروي اجتماع گاهي مي بينيم اتفاق نمي افتد حتي تجربه هاي كشورهاي همسايه راهم نداريم بعنوان مثال آنگونه كه درایران دیده میشودکه باوجوداجازه وزارت ارشادبازهم بعضی فیلم ها رامردم ازروي پرده پائین می کشند مثلا آنچه درموردفلم مارمولك رخ دادوقطعاتاكنون چنين فلمهايي رادرسينماي افغانستان نداشته ايم ولي در زمینه مطبوعات گاهی مقالات جدی نوشته میشود که با عکس العمل های جدی ازطرف دولت ومردم روبرو میشوندوبهترين شاهدمثالهايش ماجراهاي آقايان ميرحسين مهدوي ومحقق نسب مي باشدنوشته هاي اين دونفربگونه بودكه باوجودرويه دولت درحمايت ازآزادي بيان بازهم درزندان افتادندوسروصداهاي بسياري ايجادكردوازگستره افغانستان نيزبيرون رفت اما فرقي كه دربين فلمهاي قبل ازنظام كمونيستي وفلمهايي كه دراين چندسال اخيرساخته شده است اینست که فقط ایدئولوژی تغییر کرده ودیگر هیچ تغییری از نظر شکل و ساختار ومحتوا دیده نمی شود،نگاههاهمان نگاههاي ملودراماتيك سطحي سابق است بااين تفاوت كه دربعدازطالبان شمه هايي ازتكاپووكوشش براي بيان موضوعات عميقتروجودداردكه عمده ترين انگيزه اين كارچشمداشت سينماگران به فلمهاومراكزخارجي بيرون ازافغانستان است فلم اسامه وفلم خاک و خاکسترالبته ويژگيهاي صددرصدافغاني ندارنداين فلمهابيشتردرچارچوبه سينماهاي بدون مرزوچندمليتي قابل ارزيابي است وبهمين خاطرنمي توان بااين دوفلم شاخصه هاي سينماي افغانستان راارزيابي كرد.

- تفکر شما به عنوان یک فیلم سازنسبت به جامعه افغانستان چگونه است؟

شفیعی:درنگاه اول  به نظر من جامعه افغا نستان یک جامعه كاملاآشفته است اين آشفتگي بيشترازحيطه مسايل امنيتي درحيطه مسايل اندیشه ،فکر وفرهنگ وجود داردکه البته زايده همان جنگ مي باشدما یک کشور ایدئو لوژی زده بودیم جنگ کردیم مجاهد بودیم کشور نا امن بوده ولی حالا فضا باز شده گسترش رسانه های ارتباطی وتصویری به آ شفتگی فکر واندیشه دامن زده وهیچ فکر نمی شود که این فضاي باز درنهايت به نفع افغانستان تمامي مي شودويانه؟که امید واریم به نفع تمام شود اما در مجموع آشفتگی دیده میشود واين نگران كننده است.

-  ذهنیت مردم نسبت به سینما گران چگونه می باشد؟

شفیعی: منظورشمارانفهميدم اگرمنظورشماذهنيت عام مردم نسبت به شخصيت فلمسازان باشد نگاههادركل چندان مثبت نيست يعني حرفه فلمسازي تاكنون بعنوان يك حرفه آبرومنددربين مردم به رسميت شناخته نمي شودبسياري مردم هنوزفرقي بين تصويربرداران محافل شادي شانرابافلمسازان نمي دانند ومتاسفانه نگاه آنان راجع به خانمهايي كه دراين عرصه كارمي كنند بسياربداست وشماكمترخانواده ي راپيدامي كنيدكه حاضرباشندبه دخترشان اجازه دهندتاوارداين عرصه شود امااگرمنظورشماتوقع مردم ازسينماي افغاني باشد عموماخواست مردم متاثرازفلمهاي ملودارم عشقي هندي است يعني آنان همانگونه كه به ديدن فلمهاي هندي عادت كرده اندبه همان شكل توقعشان ازعموم فلمسازان ساخت فلمي باچاشني عشق وماجراهاي افسانوي بيشتراست والبته كه اين خواست چندان خواست نامنطقي هم نيست زيرامردم افغانستان تاكنون به فلمهاي سايركشورهادسترسي نداشته اندوتاكنون فلم جدي ملي نيزتماشانكرده اندتاذايقه آنهاراارزيابي كردگاهي اگربعضي فلمهاي سينماي جنگي هنك كنگ وياهاليوودديده مي شودبازهم آنهامشكل زبان داردوبيشترمردم حادثه هارامي بينندتاريزه كاريهاي داستان امامسله جامعه روشنفکری کشورتاحدودي فرق مي كندآنان عموماياازخارج آمده اندوياشرايط مالي شان بگونه ي بوده كه دسترسي به كتابهاوفلمهاي خارجي داشته اندوزبان نيزمي فهميده انداين عده بتبع خواستار فیلم های جدی میباشند عموماسوال مي كنند که چرا

فیلم های جدی ساخته نمی شود خود من تاكنون باسوالهاي اينچناني زيادي برخورده ام حتي گاهي آنان پيشنهادهايي نيزمي دهندمسايل رواني بعدازجنگ وموضوعات مرتبط به زنان كودكان وموضوعاتي ازاين قبيل راپيشنهادمي دهندكه ساخته شود والبته جديداتفكرهنرهاي معاصرنيزريشه دوانده است چيزي كه بيشترزيبايي وكمپوزيسيون درآن نقش داردويكنوع تبليغ هنربراي هنراست والبته اين طرفداران كمتري دارد.

-  شما به عنوان یک مستند ساز چقدر درکارهایتان به این مباحث مي پردازيد؟

شفیعی: كارهاي خودمن بستگي به مخاطب داشته وبستگي به اين كه كارهاازكدام شبكه تلويزيوني درنهايت پخش خواهدشدودرچه كشوري مثلافلمي كه براي يك شبكه تلويزيون هالندساختم بافلمهايي كه براي يك شبكه ايراني ساختم فرق مي كندبراي اينكه خواستهاي مخاطبين اين كشورهاازوضعيت افغانستان فرق مي كندمخاطبين ايراني به خاطردرگيري بيشترباموضوع افغانستان وهمسايگي بيشترخواستارتحليل اندواينكه بالاخره سرنوشت كشورهمسايه شان به كدام سوي روان است وبه چه سرانجامي خواهدرسيددرحاليكه مخاطبين اروپايي درپي درك موضوع اند اينكه ديموكراسي چه مي شودزنان چگونه پيكارمي كنندوكودكان آيابه مكاتب مي روندويانه وحتي فلمهاي كه بدون سفارش دهنده بوده وبيشتربراي مخاطب داخلي ساخته شده سبك وسياقش فرق مي كندمخاطبين داخلي بيشترخواستارشناخت سرزمين شان است خواستارآگاهي ازوضعيت فرهنگي واجتماعي ولايتهاي ديگر،اين خواست خواست بعدازجنگ است كه مردم معمولامي خواهندنسبت به پيرامون خودشان آگاهي كسب كنندوببينندكه مردماني كه باآنان درمقاطعي جنگ هم داشتندچگونه زندگي مي كنند؟

- علت تاثیر گذاری فیلم های هندی رادر چه چیز هايی مي بينيد؟

شفیعی: چند عامل دارد دانستن زبان که مر دم افغانستان اکثرا زبان هندی را می دانند ويااگركاملانمي دانندبعضي واژه هارامي فهمندوهمين واژه هازمينه حدس سايربخشهاراافزايش مي دهد دوم موزیکال بودن فیلم های هندی است مي دانيدكه که جا معه افغانستان درزمان مجاهدين وطالبان دريك فضاي بسته ي بسربرده اندوقتي اين بستگي تمام مي شودمردم به فلمهاي هندي روي مي آورند چون فلمهاي هندي دقيقاچيزهايي رابيشترداردكه حكومتهاي طالبان ومجاهدين مخالف آنهابودنديعني رقص وموسيق وعشق فیلم های هندی كاملابه اين نيازهاي فروخورده پاسخ مي دهدواین خلا هارا پر می کند  مسله بعدي قصه ساده فلم های هندی  ومو ضوعات خانوادگي است که برای مخاطب عام جذاب است وشمامي دانيد که اکثر مردم افغانستان عام هستند نزدیک بودن تشابهات فرهنگی بخصوص در زمینه موسیقی بین سه کشور افغانستان پاکستان وهندوستان از عوامل ديگرمقبوليت فلمهاي هندي نزدمخاطبين افغان است مجموعه اين عوامل درتاثيرگذاري فلمهاي هندي نقش دارد.

- بعنوان سوال آخرآينده سينماي افغانستان راچگونه مي بينيد؟

شفيعي: در مورد آینده سینمای افغانستان باید بگویم که امیدوار کننده است ونقطه اميدواري هم جواناني است كه تازه ازكورسهاي آموزشي سينمافارغ مي شوندودغدغه فلم ساختن رادارندامادركل افغانستان سينماي بزرگ باتوليدات كلان راتامدتهايي نخواهدداشت زيرامادربسيارشهرهانه اينكه سالنهاي سينمانداريم بلكه برق هم وجودنداردووقتي برق نباشدچگونه مي شودفلم ديد؟ گسترش شبكه هاي تلويزيوني نقطه اميدديگرفلمسازان است كه ممكن است به بازارفلم رونق ببخشد.

مصاحبه كننده: سمیع عطائی دانشجوي رشته هنردانشگاه تهران.

ملک شفيعي

۱۳۸٥/٧/۳٠
نمايش فيلم درسنگاپور!

درتاريخ 6 نوامبرسال جاري طي يك نمايش اختصاصي درمركزفيلمهاي اجتماعي كشورسنگاپورسه فيلم من بنمايش درخواهدآمد.

درضمن نمايش فيلمهادونفراستاددانشگاه سنگاپورراجع به وضعيت افغانستان بعدازسقوط طالبان بحث خواهندداشت.

فيلمهاي كه بنمايش درخواهندآمد فيلم:

1-     انتهاي زمين (راجع به وضعيت پناهندگان افغان دراروپا،ايران وداخل افغانستان)

2-     خشكسالي درهزارجات (راجع به وضعيت خشكسالي مفرط چندسال اخيردرمناطق مركزي افغانستان)

3-     سرزمين پامير (راجع به وضعيت زندگي مردمان كوهستانات پاميرولايت بدخشان)

سازمان دهنده اين مراسم مركزفيلمهاي اجتماعي سنگاپوراست كه ازمن خواسته اندتابراي بينندگان سيگاپوري فيلمهايم پيامي داشته باشم پيام زيربهمين خاطرنوشته شده است.

حضورهمه بينندگان سنگاپوري سلام واحترامات تقديم مي دارم.

سنگاپوركشوري بانام درجنوب شرق آسيااست، خوشحالم كه شماتصميم گرفته ايدراجع به وضعيت فعلي افغانستان اطلاع كسب كرده وپيرامون وضعيت جاري بحث نماييد.

هميشه خواسته ام بعنوان يك فيلمسازافغان بگويم كه حساب جنگ، تروريسم ومافياي موادمخدرازمردم افغانستان جداست، مردم افغانستان سخت علاقمندزندگي اندوازآنجمله خودم اماشرايط وموقيعتهاي جهاني مارانمي گذاردآنگونه كه بايدزندگي نماييم.

امروزه هرروزماشاهدانفجاردركابل هستيم همين چندروزپيش انفجاري كه رخ دادودرطي آن بيش از15نفركشته شدفقط دوخيابان آنطرفترازخانه ماصورت گرفت جايي كه من بادختردوساله ام هرروزازآنجاعبورمي كنيم وبنابراين احتمال فراوان داردكه روزي مانيزدرجريان اين حملات ازبين برويم حملاتي كه خودمانمي دانيم چطوروازكجاسازماندهي مي شود.

قريب به يقين من تنهاكسي هستم كه بصورت مستقل وبدون حمايت حكومت وياكدام مرجع ديگردرافغانستان فيلم مستندمي سازم خوشحالي من اينست كه هرچندفيلمهاي من درشرايط سخت ودشواروباكيفيت پايين ساخته مي شودولي هستندمردماني كه آنهارامي بينندوازطريق آنهاتصويرواضحتري ازافغانستان بدست مي آورند، افسوس مي خورم كه درمستندهايم تاهنوزنتوانسته ام آنطوركه بايدبه زندگي خصوصي افغانهانزديگ شوم واميدوارم درفيلمهاي بعدي اين اتفاق بيفتد.

بهرحال آرزومي كردم كه درجمع شمامي بودم وهمراه شمافيلمهاراتماشامي كردم امااكنون بسيارمايلم ديدگاههاي شمارادرباره فيلمهابدانم وقضاوت شماراهكارومشوق من خواهدبود.

دراين جامي خواهم ازدوست بسيارگرانقدرم آقاي Wong Lung Hsiang ازموسسه Singapore Film Society تشكركنم كه زمينه نمايش اين فيلمهارافراهم كرده است قطعااقدام ايشان قابل قدروستايش فراوان است.

بااميدروزگارخوب وزندگي توام باآرامش وامنيت براي شما

ملك شفيعي

كابل افغانستان

اینهم عکس العمل پیام پیش ازقرایت آن درجلسه نمایش فیلم:

Dear Malek,

Thanks so much for giving us an opportunity to screen your films, and thanks for sharing so much about your life there. While we are really excited about the screening, we are sure that the messages will be really something poignant and meaningful to the audience. We will certainly let you know how the viewers feel.
take care amidst the harsh conditions.

Best regards,
Kristin Saw

 

ملک شفيعي

۱۳۸٥/٧/٢٦
جايزه منبرطلايي

فلم افغانستاني " سرزمين پامير" جايزه  منبرطلايي دومين دور جشنواره بين المللي شهركازان جمهوري تاتارستان روسيه رابرد.

اين جشنواره كه از10 تا16 سپتامبردرشهركازان دايرشده بوددرآن فلمهايي از24 كشورجهان دربخشهاي مسابقه وخارج ازمسابقه نمايش داده شد.

جشنواره سه بخش مسابقه داشت كه شامل مسابقه فلمهاي داستاني، مسابقه فلمهاي انيميشن ومسابقه فلمهاي مستند مي شد ودوفلم ازكشورافغانستان به كارگرداني آقاي ملك شفيعي كه دربخش مسابقه فلمهاي مستندراه يافته بودبه نمايش درآمدوفلم سرزمين پاميربرنده بهترين فلم مستندشد ديگربرندگان اين بخش فلمهايي ازكشورروسيه وتلويزيون الجزيره قطربود.

لازم به ذكراست كه اين جشنواره هرچنددومين دورآن امسال برگزارشدولي ازكيفيت بسياربالايي برخورداربودويك هيات ‍‍ژوري ازكشورهاي انگلستان،ايتاليا،روسيه،ايران، مصروآذربايجان فلمهاراداوري مر كردندوبگفته مسولين جشنواره آنهادرصدداندتاكيفيت اين جشنواره رادرحدجشنوارهاي معتبري مثل كن وبرلين برسانند.

گفتني است درمراسم پاياني اين جشنواره سفراي بعضي ازكشورهاي عربي، نخست وزيرووزيرفرهنگ جمهوري تاتارستان ورييس شوراي مفتيهاي روسيه نيزاشتراك ورزيده بود.

ملک شفيعي

۱۳۸٥/٤/۱٩
شفيعي:«فيلم ساز واسطهء شفاف ميان بيننده و واقعيت زنده گي مردم است»

نخستين فستيوال بين المللي فيلم مستند كوتاه در افغانستان برگزار گرديد. اين فيستيوال كه از تاريخ 23 جوزا شروع شده بود به مدت يك هفته در كابل دوام يافت. فيلم \"انتهاي زمين\" عبدالملك شفيعي جايزه اول مسابقه اين فيستيوال را از آن خود نمود. همچنان فيلم \" شبنم\" از محمد حيدري در قسمت انتخاب بننده گان حايز مقام نخست گرديد. گفتني است كه اين فيستيوال از سوي گويته انستيتوت (مركزفرهنگي آلمان)، مركز فرهنگي فرانسه، تلويزيون آلماني- فرانسوي آرته، تلويزيون غير دولتي طلوع و صديق برمك راه اندازي شده بود. محسن مخملباف، صديق برمك و لطيف احمدي و مسوولين فرهنگي فرانسه و آْلمان، از جملهء داوران اين فيستيوال بودند. ما اين فيستيوال را- كه نخستين فيستيوال بين المللي در كشور نيز بود- يك اقدام نيك دانسته اميد مي بريم تا دولت و حكومت جمهوري اسلامي افغانستان با برگزاري فيستيوال هاي ديگر، هنر سينما در كشور را به مرحلهء جديدي از رشد و پيشرفت سوق دهد.
به اين بهانه گفتگويي داشتيم با عبدالملك شفيعي و محمد حيدري كه توجه شمارا به آن معطوف مي داريم:
مشاركت ملي:آقاي شفيعي!نخست مختصري از سوانح و فعاليت هاي سينمايي تان براي خواننده گان بازگونمائيد؟
شفيعي: عبدالملك شفيعي هستم متولد سال 1353 ولسوالي قره باغ ولايت غزني. بعد از مهاجرت در ايران مدت دوسال (1376-1378) درمركز عالي آموزش فيلم سازي در تهران درس خواندم. منوچهرحقانی پرست، علي ژكان، مجتبي متولي و نادر طالب زاده از اساتيد ما بودند. بعدا يك دوره شش ماهه را در زمينه هاي فيلم نامه نويسي، كارگرداني و فيلم برداري در هلند طي كردم. همچنان در انجمن سينمايي ايران و مركز دانشگاهي رسام هنر، منحيث عضو فعاليت نموده ام و تا كنون مجموعاً 29 قسمت فيلم ساخته ام كه بعضي از اين فيلم ها، در جشنواره هاي بين المللي، مثل جشنوارهء بين المللي مستند كيش ايران، جشنوارهء بين المللي فيلم ايتاليا، جشنواره بين المللي فيلم در سويدن، جشنوارهء بين المللي تلويزيون كشور هاي اسلامي دراصفهان ايران و جشنوارهء افغانستان فيلم فستيوال در كلن آلمان و جشنوارهء بين المللي فيلم مستند كوتاه در افغانستان نيز شركت داده شد و بعضاً حايز مقام گرديدند. فعلاً هم چندين فيلم خود را براي اشتراك در جشنواره هاي فيلم در سنگاپور، تونس، ميلانو فيلم فستيوال و تيبورون فيلم فيستيوال در آمريكا فرستاده ام.
مشاركت ملي:آقاي حيدري شما لطف كنيد!
حيدري: محمد حيدري متولد سال 1358، يك ساله بودم كه به دليل جنگ همراه خانواده ام به ايران رفتيم. مدت 20 سال را در آنجا به سر برده ام. مكتب را هم در ايران خوانده ام و در دوره هاي آموزش بازي گري و فيلم سازي را در كلاس هاي آزاد بازيگري و فيلم سازي در مركز باغ فردوس به پايان رسانده ام. همچنان من جزو بيست نفري بودم كه فيلم سازي را در سالهاي 1377 و 1378 در تهران آموزش ديدند. در سال 2002 به افغانستان آمدم و دو فيلم به نام هاي \" شبنم\" (كه در انتخاب بيننده گان اول شد)سه سال پيش و\"مامه\" را در باميان ساختم. بعد از آن، همراه سميرا مخملباف در فيلم سينمايي \"ساعت پنج عصر\" به عنوان عوامل مصروف كارشدم. اين اولين تجربهء من در عرصهء سينما به عنوان عوامل بود. تا حال چهار سال است كه در زمينه كار توليد و ساخت وتصوير برداري و كار در بخش هاي فني و طرح و پيشنهاد و كمك و آماده كردن زمينه براي توليد فيلم، فعاليت دارم.
مشاركت ملي: آقاي شفيعي! فيلم انتهاي زمين با هزينهء خود شما ساخته شده يا كساني ديگر هم در آن سهم داشته اند. موضوع اين فيلم را چه چيز هايي تشكيل مي دهد؟
شفيعي: اين فيلم را به مدت سه سال با هزينهء شخصي خودم ساخته ام. موضوع آن را وضعيت پناهندگان در اروپا تشكيل مي دهد. موضوع اكثر فيلم هايم وضعيت افغانها در دوران هاي متفاوتي مي باشد. موضوعاتي از قبيل قوم گرايي و خشك سالي هم دراين فيلم ها ديده مي شود.
مشاركت ملي:در فيلم هاي تان بيشتر به چه نوع فيلم توجه مي كنيد؟
شفيعي: اكثر فيلم هايم مستند هستند. در اين روش توجهم به بيان واقعيت هايي محض است يعني مستندي است كه هيچ نوع دخل و تصرفي در آن صورت نمي گيرد. فيلم ساز واسطهء شفاف ميان بيننده و واقعيت زنده گي مردم است. اين نوع سبك را سينما حقيقت\" يا سينما چشم\" هم مي گويند كه در مسكو پيرواني دارد. در سينما حقيقت كمره سينمايي به منزلهء چشم سينما گر است كه بدون هيچ گونه دخل و تصرفي به دنبال موضوع مورد نظر مي گردد و بدون اينكه خود قضاوتي نمايد، آن را به مخاطبين وا مي گذارد.
مشاركت ملي:چه چيزي در فيلم انتهاي زمين ديده مي شود كه داوران آن را به عنوان فيلم اول انتخاب كردند؟
شفيعي: آنگونه كه آقاي اشپتس اعلام كردند، چيزي كه در اين فيلم ديده مي شود اين است كه فيلم ساز وقتي در اروپا مي رود، اسير هيچ چيزي نمي شود و مدام براي بيان هدف تلاش مي ورزد و بالاخره در نتيجهء تلاش به هدف خود دست مي يازد.
مشاركت ملي:آقاي حيدري! نظر شما راجع به فيلم انتهاي زمين چيست؟
حيدري: اين فيلم يكي از ماندگارترين فيلم هايي است كه به وضع مهاجرين افغان مقيم اروپا مي پردازد. در اين فيلم نشان داده مي شود كه از خود بيگانگي تا چه حد توانسته آدم هايي را كه بيرون از كشور خود زندگي مي كنند، اسيرخود بسازد و وتحت تأثير خويش قرار دهد به گونه يي كه حتي قادر نيستند تصميم بگيرند كه آيا به كشور شان برگردند يا نه. اين اسارت تا آن اندازه انسانها رابه آدم هاي مصرفي مبدل ساخته كه هيچ توان و انگيزه يي نمي تواند از خود داشته باشند.
فيلم انتهاي زمين اين موضوع راخوب بيان كرده و به دوراز كليشه زدگي و شعار، با كادر و خط روايت كاملاً رآل، توانسته مشكلات زندگي اين نوع آدم ها را به تصوير بكشد همچنان صداقتي كه در فضاي فيلم وجود دارد، سبب موفقيت اين فيلم شده است.
مشاركت ملي:آقاي شفيعي!راجع به تاريخچه فيلم مستند صحبت نمائيد؟
شفيعي: تاريخ سينماي افغانستان با ايجاد مركز دولتي به نام افغانفيلم شروع مي شود. اولين فيلم مستندي كه در سينماي افغانستان ساخته مي شود فيلم مستند گزارشي است كه فعاليت هاي دربار را منعكس مي سازد. بعدا با همكاري سينماي انگلستان، فيلم هاي داستاني ساخته مي شود كه اولين آن عشق و دوستي نام دارد. موضوع آنهارا هم تبليغات از رژيم تشكيل مي دهد كه اين تبليغات با موضوعاتي چون عشق، جنگ و مهاجرت توأم مي گردد. بعد از سقوط طالبان فيلم مستند بيشر مورد توجه قرار مي گيرد. هم فيلم سازان افغان و هم فيلم سازان خارجي در تهيه فيلم مستند درافغانستان دست به اقدامات مي زنند.
مشاركت ملي:شما در سينماي افغانستان و در كل در تهيه يك فيلم مستند با چه مشكلاتي رو به روبوده ايد؟
شفيعي: مشكلات زياد است. من به چند نمونهء آن اشاره مي كنم. من فكر مي كنم مشكل اصلي ما اين است كه جايگاه سينماي مستند در افغانستان تعريف نشده است. اين بزرگترين رنجي است كه ما به عنوان يك مستند ساز مي كشيم. اين يك رنج است كه ما نمي توانيم با مخاطبين داخلي خود ارتباط برقرار نمائيم. جشنوارهء اخير در كابل نخستين ارتباط ما با مخاطبين داخلي بود. از اين گذشته ما در زمينهء مديريت سينمايي به مشكل مواجه هستيم. ضعف مديريت سبب مي شود كه كمك ها تنها به چند نفر محدود شود در حالي كه ما در ولايات و در كابل ده ها سينماگرداريم. مشكل ديگر ما نبود هزينه و نبود امكانات پيشرفته براي تهيه فيلم است. همچنان محيط خود، يك مشكل عمده سرراه فيلم سازي در افغانستان مي باشد. ما با ساختن فيلم مستند مي خواهيم افغانستان را به جهان معرفي نمائيم، مي خواهيم به جهان نشان دهيم كه افغانستان تنها جنگ نيست. افغانستان تنوع فرهنگي دارد. افغانستان موسيقي دارد، جغرافياي زيبا دارد اما وقتي براي تهيه فيلم اقدام مي كنيم با صد ها مشكل مواجه مي شويم از نيروي امنيتي گرفته تا كسي كه از او فيلم مي سازيم.
مشاركت ملي:آقاي حيدري!شما مشكل عمدهء سينما و سينماگران افغان را درچه مي دانيد؟
حيدري: به نظر من مشكل عمدهء ما نبود آدم هاي مسلكي است. نبود آدم هايي است كه در رشتهء خود توانمند باشند. ما درسينماي افغانستان يك نويسندهء خوب نداريم. تصوير بردار خوب نداريم. صدا بردار خوب نداريم. نو پرداز خوب نداريم. اگر در تمام افغانستان بگرديم يك گروه توانمند در زمينهء سينما نمي يابيم. فكر مي كنم بايد بيشرين تلاش روي آموزش صورت گيرد. دولت بايد در اين باره مقداری توجه نمايد.
مشاركت ملي:نظرتان راجع به كارهاي افغان فيلمچيست؟
حيدري: من زياد در جريان كارهاي افغان فيلم نيستم ولي تا جايي كه از بيرون مي بينم، تا كنون افغان فيلم كارهاي خاصي نكرده است.
مشاركت ملي:آقاي شفيعي!شما چه نظر داريد؟
شفيعي: وقتي من مدريت سينمايي افغانستان را زير سوال مي برم، نمي خواهم آدم ها را زير سوال ببرم. بلكه فكر مي كنم يك مفكورهء بسيار سنتي، مصلحت گرا و محافظه كار، نظام اداري افغانستان را پيش مي برد. وضعيتي كه شاروالي دارد عين آن در عرصهء فرهنگي و سينمايي افغانستان جريان دارد. افغان فيلم با همان مفكورهء سنتي كه دارد تا هنوز نتوانسته موفق به برگزاري يك جشنواره گردد. من جشنوارهء اخير را مي ستايم نه به خاطر اينكه در آنجا فيلم من برنده شد بلكه به اين خاطر كه بالاخره در افغانستان هم يك جشنواره برگزار گرديد. اما رنج من از اين است كه ايده هاي اوليهء آن در درون افغان فيلم شكل نگرفت. اين نشان مي دهد كه پاليسي ساز برنامه سينمايي افغانستان دردرون مديريت سينمايي قرار ندارد بلكه از بيرون رهبري مي شود.
مشاركت ملي: به هر صورت ما در افغانستان پس از سقوط طالبان شاهد تحولات و اتفاقات خوبي در عرصهء سينماي افغانستان هستيم. نمي شود اينها را ناديده بگيريم.
شفيعي: بلي بعد از سقوط طالبان اتفاقات خوبي در عرصهء سينماي افغانستان افتاده است. فيلم اسامه و خاكستر و خاك يك اتفاق خوبي در سينماي افغانستان بود. دنيا سينماي افغانستان را با همين دو فيلم مي شناسد كه بعد از سقوط طالبان ساخته شده اند اما من فكر مي كنم اين اتفاقات زاييدهء مديريت خوب نبود بلكه زاييدهء عشق فراوان جوان افغان بود. بسياري از اين فيلم ها بر اساس شوق وتلاش خود فيلم سازان به وجود آمدند كه الآن اعتبار فرهنگي براي افغانستان محسوب مي گردند. من نگراني ام از اين است كه به دليل مديريت نشدن صحيح، در آينده همين اتفاقات هم نيفتد و همين اندازه كه تاكنون توليدشده توليد نگردد.
مشاركت ملي:آقاي حيدري!نظر شما در اين باره چه است؟
حيدري: من اين را تاييد مي كنم كه در سه سال اول اتفاقات خوبي افتاد مثل فيلم اسامه، خاكستر وخاك، ساعت پنج عصردختر مخملباف ( سميرا مخملباف) و سگ ولگرد خانمش \"مرضيه مشكني\". اما در عين حال در سال اخير ما شاهد نوعي پس رفتگي در عرصهء سينماي افغانستان هستيم. در فيستيوال اخير ما فيلمي را كه در سال اخير يا چند ماه اخير ساخته شده باشد نديديم.همه مال سالهاي قبل بودند.
فيلم هايي كه الآن توليد مي شوند اكثراً تبليغاتي و سفارشي اند و اين، به سينماي افغانستان لطمه زده و ماندگاري فيلم را از بين برده است. دليل اينكه سينماگران به چنين فيلم هايي روي مي آورند اين است كه از آنها حمايت صورت نمي گيرد. براي آنها هزينه ساخت فيلم پرداخته نمي شود. تنها عشق به توليد كافي نيست . با جيب خالي فيلم ساخته نمي شود. بناءً بايد از آنها حمايت شود و به جواناني كه انرژي كار و توليد دارند اجازه داده شود و براي آنها موقعيت آماده شود.

برگرفته شده از:مشارکت ملی

همچنين قسمتی ازيک مصاحبه ديگرم در روزنامه راه نجات.

ملک شفيعي

۱۳۸٥/٤/۳
گذشته وحال سينماي افغانستان!

تذکر: این مقاله برای جشنواره بین المللی انجمن فلمها تهیه شده بود.

 

اول ازهمه لازم است يادآوری کنم که اطلاعات من ازگذشته سينمای افغانستان  بسيارمحدودومنحصربديدن چندفيلم است که آنهارانه باديدکارشناسانه بلکه بصورت اتفاقی ديده ام. مهاجرت واينکه من، ازنسل دوران جنگ افغانستان هستم ،جنگي كه گذشته راازبين برده است عمده دليل قطع ارتباط من باگذشته سينمای افغانستان بوده است گذشته ی که ميدانم درآن چندفيلم نسبتاخوبی نيزساخته شده است.

گذشته سينمادرافغانستان:     

اولين فلم افغاني درهندوستان درسال 1949 ساخته مي شود وبعدازآن مراكزي براي نمايش فلمهاي هندي درشهركابل بوجودمي آيداماباايجادمركزسينمايي افغانفلم توسط شاه امان ا... درسال 1966 وباهمكاري دولت آمريكاتوليدفلم درافغانستان بصورت ارگانيك شروع مي گردد.

بعدازتاسيس افغانفلم بعنوان يك مركزدولتي  فيلمسازان آماتورافغانستان به توليدفيلمهای مستندوگزارشی روی می آورند، سيستم فيلمبرداری نگاتيف واکثرابه صورت شانزده ملی متری بوده است که برای چاب،   ظهوروبقيه کارهای لابراتواری به هند، انگلستان وشوروی فرستاده می شده است  کمکهای دولت آمريکابه صنعت درحال تکوين سينمای افغانستان درزمان کودتای کمونيستی سال 1978کاملاقطع می گردداماتجربه ساخت فيلمهای مستندخبری، جسارت اين رابه جوانان فيلمسازافغان می دهدتادرفضای انقلابی حاکم برافغانستان  آنروز، دست به دوربين ببرند.دراين دوران است که کمک اتحادشوروی وقت جای کمکهای آمريکارامي گيردوفيلمسازان افغان، سعی می کنندفيلمهای تبليغاتی ساخته وانقلاب رابستايند.کمک شورويهادرتوليدفيلم مشترک(تابستانهای داغ کابل  نمودبيرونی به خودمی گيرد.فيلمی که قصه آن حکايت ورودتخصص وکمک ازاتحادشوروی  به افغانستان است) قصه فيلم درباره يک پرفسورروسی است که درجنگ جهانی دوم حضورداشته است واکنون به همراه دوجوان آموزش ديده افغان درمسکو، برای طبابت سربازان درحال جنگ باعوامل آمريکاوپاکستان ياهمان مجاهدين امروز،به کابل می آيندودرشفاخانه (بيمارستان)چهارصدبستر كابل مشغول به کارمی شوند.

 تب وتاب ساخت فيلم درسالهاي آخردهه هشتاد، بيشترمی شودودراين سالهاست که کارگردانانی مثل انجنيرلطيف، همايون مروت، صديق برمک ، احدژون وچندتای ديگرنام برمی آورندوازجمله فيلمهای : کمدی  طلبکار-صبورسرباز-جنايتکاران-مانندعقاب-سرگردان کوچه ها-پرنده های  مهاجر-مرزعه سبز -بيگانه وکمی بعدحماسه عشق وخاکسترساخته می شود.وشرکتهايی چندنيزبنامهايی : نظيرفيلم-شفقفيلم وآريانافيلم قدعلم می کنند.

بعدازسقوط دولت دکترنجيب ا...ودرزمان حکومت اسلامی آقای ربانی نيزدوفيلم بنامهاي گرداب وعروج به کارگردانی آقای نورهاشم حبيب ساخته می شود که اين فيلمهاغيرازتغييرمحتوايی وستايش جهادهيچ نوأوری خاصی ندارند.

دست آوردسينماي افغانستان تااين زمان چندفيلمنامه نويس، چندکارگردان والبته چندين بازيگری است که درکارهايشان می خواهندمقداری ازسينمای هندنيزتقليدکنند  به موازات اين، فيلمهای هندی همانطورکه پيش ازسيستم فيلمسازی درافغانستان وارداين کشورشد،همچنان دل مخاطبين فيلم واکثراجوان افغان راباخوددارد، بازيگران ماه روی وپری وش وبچه فيلمهايی که بصورت افسانوی ويکشبه هم به پری می رسندوهم به دارايی، تماشاگران افغان خودراجادومی کنندوحتی درزمانی که فيلم هندی برپرده سينماهاديده نمی شودکلوبهای ويديويی که درزيرزمينهای نموردکانهاقرارداردمملوازبيننده می گردد.سيرطلسم شدن بينند گان افغان به فيلمهای هندی تاشرايط حاضرنيزامتدادمی يابد.

اين متاسفانه برخلاف موسيقی افغانستان است که هرچندمتاثرازموسيقی هندمی گرددولی منفعلانه نيست استادسرآهنک -رحيم بخش وديگران باالهام ازموسيقی هندی کاری می کنندکه دل هنديان رانيزمی ربايندواين ابدادرسينمای افغانستان اتفاق نمی افتد

 

 

 سينماي افغانستان درخارج:  

  دردوران بی ثباتی حاکم برافغانستان تعدادی ازکسانی که درتوليدفيلم نقش داشتند درعالم مهاجرت نيزدست به ساخت فلم زدند باتوجه به مضيقه های اقتصادی هرچندتوليدفلم رشدوبهره ی درپرداخت هنری برای مابه ارمغان  نياوردولی نگذاشت که خط توليدفلم قطع گردد (باتوجه به حاکميت طالبان درافغانستان اين قابل توجه است) فيلمهايی که درخارج درست شده اندازجمله اينهاهستند: درکشوربيگانه -آمريکا. شکست شب- پاکستان.شکست -هندوستان خاکسترعشق -آمريکا.غربت - ازبکستان وسريال شرين گل وشرآغا- روسيه که تمام اين فيلمهابه طريقه ويديويی تهيه شده اند. تااينجاوبه احتمال بسيارقوی کارگردانان فيلمهای افغانی نويسندگان فلمنامه هايشان نيزبوده اندواصولاتفکيکی دراين بين صورت نمی گرفته است .

وضعيت فعلي سينماي افغانستان:

 بيست وسه سال جنگ هرچندبرای افغانهاوافغانستان کمرشکن بوداماوحداقل يک دست آوردبزرگ داشته است وآن تغييرنگرش ميليونهاافغان درباره جهان پيرامون وزندگی خصوصی شان می تواندباشد،تغييری که ذهن وخيال افغانی راازيک ذهن وخيال بسيط وساده به ذهن وسليقه پيچيده ی تبديل کرده است .سليقه پيچيده می تواندخواست   ومطالبات پيچيده ترومتنوع تری داشته باشد.همان مطالباتی که امروزه شعروادبيات مارابه پويندگی وبالندگی وتنوع آفرينی سمت وسوداده است.

بااين مقدمه مي پردازيم به وضعيت حال سينماي افغانستان :

بعدازسقوط طالبان وقتي فلمسازان افغان ازكشورهاي ديگربرگشتند، هيچ چيزنبود! نه دوربين ونه وسايل لابراتواري واديت. همه چيزباپشت كاروتلاش شروع شد روزهاي اول فلمسازان مي آمدندودرمركزدولتي افغانفلم مي نشستندوحرف مي زدندكه چه كنند؟ باهيچ چيزچگونه داستانهاي خودشان رابتصويربكشند؟

كم كم كمكهاازسوي انجوهاسرازيرشد اول ازهمه دوربين دجيتل وبعددستگاه اديت آنلاين وبعدتركرين خريده شدوساخت فلم آغازگرديد. درعين حال تعدادي سينماگرموسسه هاي شخصي بوجودآوردندكه طبق آخرين آماردرحدود63 موسسه سينمايي مجوزكاگرفته اند.

اولين فلم بلندبعدازطالبان، اسامه بودكه توسط آقاي صديق برمك وباحمايت مالي NHK جاپان ساخته شد وبعدچندين فلم كوتاه داستاني توسط فلمسازان آماتوروبعدترآقاي عتيق رحيمي ازكشورفرانسه آمدوفلم خاكستروخاكش راساخت،من نيزدرچنين شرايطي هرچندسينمارادرايران يادگرفته بودم،ازهالندبه افغانستان آمدم، درابتدا مركزهنروفرهنگ افغانستان راتاسيس كردم وبعدشروع كردم به ايجاديك تيم كاري، اول آنهاراآموزش داده وبعدبه توليدفلمهاي مستندوداستاني پرداختم كه تاكنون بيش ازنه فلم دراين مركزساخته شده است.

درمجموع افغانستان هم اكنون 17 سالن سينمافعال است، وهمانطوركه گفتم حدود63 موسسه فلمسازي ازدولت مجوزفعاليت گرفته اند ودرحال حاضر7شبكه تلويزيوني درحال پخش برنامه هستندوقريب بيست شبكه مجوزفعاليت دريافت داشته اند اماباتمام اين وجودهيچ پولي براي ساخت فلم درگردش نيست واكثرموسسات فلمسازي ياغيرفعال اندويافلمهاي آموزشي وتبليغاتي انجوهارامي سازند، شبكه هاي تلويزيوني هم دپارتمنت هاي خاصي براي توليد فلمهاي مستندوياسريال نداشته واكثرابرنامه هاي استديويي ساخته وموسيقي پخش مي كنند.باتاسيس شبكه هاي تلويزيوني تقريباتمام فلمسازان جذب كاردراين شبكه هاشده اندوازاين لحاظ آينده سينماي مستقل افغانستان درخطراست.

باتمام اين وجودوقتي شماباجوانان شهرهامصاحبه كنيددرصدبالايي آرزودارندياخواننده ويافلمسازشوند. دانشكده هنردانشگاه كابل كه سالهاعلاقه مندان زيادي براي گزينش رشته سينمانداشت دراين دوسال اخيرداوطلبان زيادي راجذب كرده است.

وازبين همين فلمهاي تبليغاتي انجوهاتاهنوزفلمهاي ساخته شده است كه به نمايندگي ازسينماي افغانستان درفستوالهاي جهاني شركت داشته اند واين جاي اميدواري است.

 

ملک شفيعي

۱۳۸٥/٤/۱
مانويل دي اليويرا

مانويل دي اليويرا برنده جايزه دنكيشوت بخاطريك عمرفعاليت هنري از جشنواره بين المللي انجمنهاي فلم ايتالياشد.

مانويل دي اليويرا اهل كشورپرتقال است و98سال عمردراردوازسال 1999 تاكنون بطورمرتب يك فلم ساخته است. وي ازسال 1931 واردعرصه فلمسازي شد وسابقه مشاركت درمسابقه هاي اتومبلراني راهم دارد.مانويل دي اليويراكه فلمسازمحبوب منتقدان دريك قرن اخيرلقب داردتاكنون جوايزافتخاري متعددي ازجمله لوکارنو، توکیو و شیکاگو رادريافت داشته است.

جايزه يك عمرفعاليت هنري اين فلمسازبزرگ جهاني راملك شفيعي فلمسازجوان افغانستان به وي تقديم داشت اين درحالي است كه امسال فلمهاي 32كشوردرفستيوال انجمنهاي فلم حضورداشت ونمايندگان 28كشوردرآن دعوت شده بودند.

فلم تاپارلمان ساخته ملك شفيعي نيزدراين جشنواره بنمايش درآمدومورداستقبال قرارگرفت، ملك شفيعي بيش ازهشت سال است كه فلم مي سازدوتاكنون 29 فلم كوتاه مستندوهنري ساخته است.

ملک شفيعي

۱۳۸٥/۳/۱۳
راهيابي به چندفستيوال بين المللي

بنابرگزراش خودم،دوفلم مستندم بنامهاي" انتهاي زمين" و" سرزمين پامير" درجشنواره بين المللي تلويزيون كشورهاي اسلامي درشهراصفهان ايران راه يافته است.

دراين جشنواره كه سالانه دريكي ازكشورهاي اسلامي دايرمي گردد سران تلويزيون اين كشورهانيزشركت مي كنند ودرجنب جشنوار به تبادل نظر، آشنايي واطلاعات مي پردازند. اين اولين باراست كه فلمي ازافغانستان دربخش اصلي اين جشنواره راه مي يابد.

بعلاوه رييس عمومي راديوتلويزيون افغانستان خودم نيزدراين جشنواره دعوت شده ام كه بدليل شركت درجشنواره ديگري درعين تاريخ فلمبردارفلمهايم دراصفهان شركت خواهدكردوراجع به فلمهاصحبت خواهدنموداين جشنواره ازتاريخ 16 تا19 ماه جون برگزارمي گردد.

ازتاريخ 11 تا18 ماه جون فستيوال ديگري درشهرمتراي ايتاليادايراست كه دوسال است من درآن بافلمهايم حضوردارم ولي امسال مرابعنوان هيات ‍ژوري جايزه دنكيشوت انتخاب كرده اند، جشنواره بين المللي فلمهاي اجتماعي ايتاليا11 سال پيش تاسيس شدواينبارهشتمين جشنواره بين المللي آن دايرمي گردد، سال پيش دوفلم ازمن دراين جشنواره نمايش داده شد فلمهاي: خشكسالي درهزارجات وانتهاي زمين!

اميدوارم دردومين سفرم به ايتاليابتوانم خواطراتم راراجع به اين سفربنويسم.

درضمن قراربوداينجانب ازتاريخ 20 تا22 جون دروركشابي دركشورتايلندشركت كنم اين وركشاب ازطرف اتحاديه تلويزيونهاي آسيايي دايرمي گرددقراراست دربيست كشورآسيايي بيست فلم مستندراجع به ايدزساخته شود.

ازافغانستان حدودشش ماه پيش طرحي رافرستادم كه قبول شدولي بدليل مسافرت به ايتاليا مديرتوليدفلمم دراين وركشاب آموزشي شركت خواهدكردوبعدآزرسيدن پول فلم راشهرهرات خواهيم ساخت.

درتاريخ 15 جون اولين جشنواره نيمه بين المللي فلم كابل درشهركابل دايرمي گردد، اين جشنواره كه آقاي مخملباف وصديق برمك ازجمله داوران آن هستندفلمهايي كوتاه داستاني وفلمهاي مستندرابراي نمايش دراين جشنواره گزينش كرده اندكه فلم "انتهاي زمين " من نيزازجمله آنهااست.

اين فلمهادرعين زمانيكه درسالن سينماي ليسه استقلال وپوهنتون تعليم وتربيه نمايش داده مي شودازطريق شبكه تلويزيوني طلوع نيزنشرخواهدشد وتماشاگران ازطريق اس ام اس مي توانندبه آنهاراي دهند.

فلمهايي ازكشورهاي فرانسه وآلمان نيزدراين جشنواره حضورداشته ونماينده تلويزيون آرتياي نيزبراي ديدن واحياناخريدفلمهابه افغانستان خواهدآمد.

 

ملک شفيعي

۱۳۸٥/۳/٦
پولیس افغانستان می بیندامامردم افغانستان توهین می شود!

مقدمه:

همیشه نوشتن برایم سخت بوده است، هرچنددرذات خودبسیارآسان است آسانترازاینکه باکسی گب بزنی آنهم درشرایطی که کمترآدمهاهمدیگررادرک می کنندوکمتربهم اطمنان دارند، بااین حال گاه گاهی که کاسه دل لبریزمی گرددمي نويسم.

پارسال ازفسادآداری ومشکلات مردم دراداره پاسپورت نوشتم، نمی دانم اکنون مشکلات مردم حل شده است یانه ولی رسانه هاراجع به انعکاس مشکلات آن اداره فعالیتهای خوبی داشتند.

امسال می خواهم راجع به صف ایستادن مردم دربرابرسفارت ایران بنویسم، صفی که هرروزمی بینم وسخت رنج می برم ازاینکه اگرکارونان برای وطنداران مانیست اماحمایتی نیزازانان وجودندارد، حمایتی که حق شان است بدان دلیل که تبعه این آب وخاک هستند.

 

اصلاماجرا:

همین زمستان سرد بودکه شنیدم یک جوان بدلیل ایستادن طولانی مدت درصف وازدحام مردم جانش رادربرابرسفارت ایران ازدست داده است، وهمین زمستان بودکه درسایت بازتاب مطلبی خواندم که یک ایرانی نوشته بود: تاسفارت ایران کاردکانداری می کند سیاستهای ایران قضیه اش معلوم است!

این دوموضوع، باعث شده بودکه سفارت ایران وگرفتن ویزاازآن برایم کابوسی شود، سرانجام چندی پیش بایدبرای کاری به تهران می رفتم، رفتم چهارراه زنبق وبه سفارت ایران، دههاهموطن درصف بودند، پولیس افغانی نیزبازورچماق وچپات مردم رادرصف می کردند گویاوظیفه پولیس ما تحقیروتوهین آدمهایی است که می دانندنیازمندبه گرفتن چیزی هستند واین انسان نیازمندهمیشه ودرهرجای همینگونه تحقیروتوهین می گردد.

گرفتن ویزاازکنسولگری ایران چندگونه است اگرتیکت رفت وبرگشت هوایی داشته باشی فکرکنم سه تاچهارروزه برایت ویزامی دهند(شایعه هم کرده اندکه این تیکت رفت وبرگشت بایدازشرکت هوایی آسمان ایران باشد ونه آریانای آفغانستان) امامسله بهمین سادگی نیست تومجبوری این سه چهاروزرامدام درصف باشی، یکدفعه برای  گرفتن فرم ثبت نام وبعدبرای تحویل دهی آن ویک مرتبه برای واریزکردن پول به بانک آرین ایرانی وبازهم برای تحویل دادن قبض بانک به کنسولگری وبالاخره یک مرتبه هم برای گرفتن پاسپورت درصفهای طویلی دههانفری بایستی.

نوع دیگرویزاویزایی است برای مردمانی که توان خریدتیکت هوایی راندارندومجبورندزمینی مسافرت کنندکاراین عده زاراست آنهابایدروزهادرصف بمانندودراین روزهای درصف ماندن توسط پولیس لت می خورندواگرشده برای دوسه نفرجلوتررفتن رشوه نیزبپردازند.

گویانوعهای دیگری ازویزاگرفتن هم وجودداردکه بیشترازطریق باندهای پولی ویاسفارش ازطرف مقربین افغانی درگاه سفارت ایران انجام می شود امادرمجموع این پروسه منظره ی رادرشهرکابل بوجودآورده است که هرافغان وهرخارجی که ازبرابرسفارت ایران عبورکندمی فهمدکه این ایران چقدربرای مردم افغانستان مهم است که روزهاوساعتها دربرابرآن صف مي ايستند وازدیدکارمندان ایرانی که درون سفارت اندوآگاهانه این صحنه راطراحی کرده اند" چشم همه وبخصوص آمریکایی که اکنون درافغانستان است کورکه نمی داندایران یعنی چه ونیازمردم افغانستان به آن یعنی چه؟"

خوب، من درصف ایستادشدم وبرای دادن پول ویزاکه مبلغ آن سی وسه دالرآمریکایی می شودبه آرین بانک، حسی کسی راداشتم که دروطن خودگویادرایران هستم تمام نهادهاایرانی انگااراینجاسرزمین شان است ازرستوران گرفته تافروشگاههاوحتی شنیده شده است تاکسی رانی کارمی کنندوپول بالامی آورندبخصوص این رستورانهایشان که گوشت وموادافغانی راتوسط کارگران افغانی می پزندودالری بخوردمردم می دهندوهیچ معلوم نیست که آیامالیات می دهندویانه؟ واگرمی دهندبه که ؟ و این درحالی است که مردم افغانستان درایران اجازه هیچ نوع فعالیتی راندارندبجزچندکارشاق که بیشترازعهده برده هابرمی آیدوایرانیان نمی توانندویانبایدبدلیل آسیبهای فزیکی وروانی درآنهاکارکنند.

درمینوی اطلاعیه یی نوشته شده که بالاخره بایدمبلغ به دلارباشد، پول افغانی قبول نیست یعنی اینکه پول خودمادرکشورخودماارزش ندارد، مامورموظف پول راگرفت وبعدگفت بیست افغانی دیگرهم بده ! هیچ نپرسیدم که این بیست افغانی دیگربرای چه ؟ امادرذهنم بودکه وقتی کشوری بی صاحب است همه هرکاری که کردندمی کنند وماهم بایدزودترپول بپردازیم تاکارمان زودترراه بیفتد!

روزدیگری است ومن درمرزهستم

 ازشهرهرات تامرزاسلام قلعه راباموترتاکسی آمده ام اماهستندبسیارموترهایی اتوبوس سیروسفرایرانی که مردم راازهرات تابه مشهدجابجامی کنند، تاهمین یکسال پیش که سرک پخته نبودوظیفه حمل مسافرین بعهده موترهایی افغان هابودولی اکنون برعکس شده است وبیشترموترهای ایرانی است که ازاین کاسبی سودمی برند.

گمرک افغانستان بخصوص نمایندگی وزارت داخله باسرعت کارمی کنند، کافی است ده افغانی بپردازی ودرآنطرف فورامهرخروجی می زنند، وبهمین خاطردرجانب افغانستان هیچ صفی نیست ولی درگمرک ایران ازدحام انسان ساعتهاطول می کشدآنهم ایستادن درهوایی آفتابی به شدت گرم.

اماآنچه باعث شداین مطلب رابنویسم دیدن ماجرایی است که اکنون برایتان شرح می دهم:

ازنقطه صفرکیلومترکه فقط زنجیراست ودکه های پولیس افغانستان وایران درپهلوی هم قراردارد  (ومامورین هردوکشورباهم گب می زنندوگاهی اگرازلباسشان نشناسی تشخیص شان هم مشکل است) تادرورودی گمرک فقط درحدودپنجاه مترفاصله است پیش ازاین مسافرین وقتی خروجی افغانستان رامی گرفتندباپای پیاده می رفتندوواردگمرک ایران می شدندامااین دفعه وقتی رفتم دقیقامردم رادرنقطه صفرکیلومترودربرابرچشم پولیس افغانستان بازورصف می کنندوبعدیک مینی بوس آمده مردم رابه زورداخل آن سوارمی کنندوبعدهمین مینی بوس مسیرپنجامتری تادم گمرك ايران رارفته دوباره مسافرین پایین می شوندوجالب اینکه ازاین اجبارسوارکردنها ازهرنفرمبلغ صدتومان اخذمی کنند.

هدف ازاین برخوردبعنوان نمونه دراین فاصله پنجاه متری سه چیزمهم است

1-  تحقیروتوهین افغانها(این مسله را وقتی درداخل ایران بایک روزنامه نگارایرانی مطرح کردم گفت: قبول دارم که ماایرانیهاحس فاشستی داریم)وبنابراین آنهابه مردمی که فکرکنندزورشان می رسدبااین تحقیروتوهینهاحس برتری طلبی خودشان راارضامی کنند)

2- ایجادیک کاسبی ساده توسط چندمامورمرزی ایران ، روزانه صدهانفرازمرزدوکشورعبورمی کنند وحمل ونقل اجباری مردم واخذصدتومان یک درآمدخوبی است.

3- هنوزدرفکربسیاری ایرانیان است که افغانهاهمان مهاجرین مفلوک سالهای قبل است ودرشرایط حاضرباوجودی که مردم افغانستان صاحب حکومت مشروعی شده اند وتاحدودی اعتبارجهانی راکمایی کرده اندبایدبا شهروندان افغانستان که  باپاسپورت افغانی مسافرت می کنندباحرمت یک مسافربرخوردشودامتاسفانه به مانندمهاجرین ویا مجرمین برخوردمی گردد.

درداین قضیه برای من بیشتراین بودکه دقیقااین برخورددربرابردیدگان پولیس مرزی افغانستان صورت می گیردامامتاسفانه پولیس افغانی یابدلیل بی سوادی ودرک نکردن اهداف پشت پرده ایرانیان ویابدلیل اینکه شایدازامتیازکمتری نسبت به پولیسهای ایرانی برخورداراندودربرابرآنان حس حقارت دارندوشایدهم به این دلیل که ممکن است تعدادی ازآنهاخریده شده باشند هیچ گونه واکنشی نسبت به این اعمال انجام نمی دهند درحالیکه می شودبه راحتی برخوردمتقابل بااتباع ایرانی کردکه رفت وآمدآنهابه افغانستان هم کم نیست.

بلاخره رفتم وچندشهرایران راهم دیدم ودربازگشت تصمیم گرفتم هوایی برگردم رفتم به نمایندگی تیکت فروشی هواپیمایی آریانا، وقتی وارددفتراین شرکت شوی دردرورودی تابلویی ازمقبره حافظ شیراز رانصب کرده اند تیکت گرفتم وبه رییس دفترگفتم این عکس برای چه اینجاست مگرعکسی ازمنارهای هرات یامنارجام یابتهای بامیان ویامناظردیگری ازافغانستان نبودکه اینجامی زدید؟

رییس دفترلبخندی زدوگفت : ولله همی ره راست گفتی؟

نتیجه:

دولت افغانستان بادولت ایران درطول سالهاقراردادهای متعددی امضاکرده اندکه حکومت ایران حداکثراستفاده ازاین قراردادهارابرده اند.

بعنوان مثال درعرصه رسانه ی ایران چندین دفترخبرگزاری مستقل ودولتی شان درافغانستان فعالیت دارندواکثرآنان بیشرناامنیهای افغانستان رابه ایران گزارش می دهند درحالیکه ماهیچ نمایندگیی وهیچ خبرنگاررسمی ی درایران نداریم.

درعرصه مسایل فرهنگی ایران هم اکنون یک ارگان بسیاربزرگ بعنوان خانه فرهنگ ایران درافغانستان داردکه این خانه فرهنگ فعالیتهایی نیزدارد وحتی رییسش بعنوان استاددانشگاه کابل نیزایفای وظیفه می کندولی مانداریم واگرداریم هم فقط درحدیک نفروآنهم دردرون سفارت افغانستان درتهران است وبازهم درهمین زمینه سالانه چندین گروه فلمسازایرانی واردافغانستان می شوندوباتوجه به نگرشهای ایدیولژیک شان فلم می گیرندودراین زمینه ازجانب افغانستان هیچگونه نظارت ویاممانعتی بوجودنمی آید(که دراصل نبایدبیایدبخاطراینکه مایک دولت دموکرات هستیم) اماچندی پیش یک فلمسازافغان خواست فلمی درایران بسازدباوجودی که وزارت خارجه افغانستان مکتوب داده بودوباوجودیکه وزارت ارشادایران به وی اجازه نامه داده بوداماپولیس ایران مانع کاروی می گرددوآخرسردرصورتي به وي اجازه مي دهندکه فلمش زیرنظریک شرکت ایرانی تولیدشود بدين گونه  فلمسازهموطن مامجبورميگرد تامبلغ پول زیادی رابه يك شرکت ایرانی بپردازدتاپوليس آنكشوراجازه فعاليت بدهد.

 

درعرصه فعالیتها ی اقتصادی روزانه دههاکامیون اموال صادراتی باکیفیت بایین(برای اثبات این مسله کافی است که کنسرت تن ماهی جنوب رادرداخل ایران بخریدویکی رادرداخل افغانستان وبعدبازکنیدوببنیدکه وزن وحجم ماهی هرقوتی که یکسان است چقدرتفاوت داردويابعنوان مثال آبليمورا كه مملوازآب خالي است وبنام ليمودرافغانستان فروخته مي شود؟) ازجانب ایران وارد افغانستان می گردد ودههاشرکت اقتصادی ایرانی درداخل افغانستان بدون هیچگونه نظارتی کارمی کنند ازرستوران گرفته تاشرکتهای کلان صنعتی وحتی شنیده ام تعدادی ایرانی بخاطراینکه سهولتی درکارشان ایجادشوندبادادن پول به وزارت داخله افغانستان تذکره افغانی هم گرفته اند.

امازجانب ماصادرات یانیست ویابسیارکم است ودرداخل ایران برای یک عده افغانهایی که مایلند درآنجاودربازارایران کارکنندهیچگونه اجازه ی به آنها غیرازعملگی داده نمی شود.

 بااین عدم توازن درروابط ایران وافغانستان ونبودشفافیت ودرستی درمرواده هافکرمی کنم یک بازنگری اساسی درتمام زمینه هاانجام بگیردودولت افغانستان حداقل یک کمیسیون متخصص برای ارزیابی کیفیت کالاهای ایران تشکیل دهد درغیرآن ملیونهادلارازافغانستان خارج می گرددوآنهم دربرابرهیچ! ودرزمینه برخورداخیرایران بااتباع افغانستان که دادن ویزابه افغانهارامشروط به دعوت نامه کرده اندعین همین برخوردباشرکتهای صادراتی ایران صورت گیردبهرحال ایرانی که درشرایط فعلی باتهدیدتحریم جهانی روبرواست بسیارنیازمندتربه صدورکالاست تانیارمندی مابه صدورکارگربه ایران.

 

...حکایت همچنان باقیست!

همچنان می توانيدبعضی مطالب مرادروبلاگ باميان

bamyan.blogfa.com

ملک شفيعي

۱۳۸٤/٤/٢۱
رنجی که مردم افغانستان دراداره پاسپورت می کشند!

 

 

نمی خواستم چیزی بنویسم ولی رنجی که دراداره پاسپورت کشیدم ورنج مضاعف صدهاافغان دیگررادیدم تصمیم گرفتم راجع به پروسه اخذپاسپورت مطالبی رابنویسم.

من پاسپورت داشتم ولی دیگرجایی برای تمدیدنداشت. ازیک فستیوالی درایتالیابرایم دعوت نامه رسیده بودکه می بایدبنمایندگی ازافغانستان آنجامی رفتم. حضورمن درآنجابه معنی حضورفرهنگی افغانستان دردنیابودچراکه فرهنگیان وهنرمندان بسیاری ازسراسردنیادعوت شده بودند ولی مشکل آنجابودکه به زمان شروع فستیوال بیش ازپانزده روزباقی نمانده بود.

به اداره پاسپورت رفتم، کوچه پاسپورت مملوازآدم بودآدمهایی رنگ پریده ی که ازولایات آمده بودند، شهروندان کابلی وخلص هرکسی که پاسپورت لازم داشت وتوفکرمی کردی که تمام مردم افغانستان برای پاسپورت آمده باشند!

عریضه نوشتم ودرصف ایستادشدم، صفی ازگروه انسان که درهم لولیده بودندوچندپولیس باتوم بدست که هی مردم رادرون صف انسانی می فشردند. عرق آدمها، فشارهاونفسهای آدمهایی پهلویی، پیش وپشت که توراازایستادن درصف منصرف می کردامااین سرنوشتی بودکه بایداگرپاسپورت می خواستی تحملش می کردی.

بالاخره بعدازیک ونیم ساعت مقابل دراداره شلوغکی شدوبعدگفتندکه امروزعریضه هارادیگرتحویل نمی گیرندوبایدفردابیاییم، به محض نشراین خبرپولیسهابه جان مردم افتادندکه بروید! جمعیت به هدف نرسیده درکوچه پراکنده شدند یکی اینطرف ویکی آنطرف تعدادی سردرگریبان وبی سرنوشت مات ومبهوت نمی دانستندکجابروند مگراینکه پولیس آنهارابه زوربطرفی روان می کردند!

وقتی مردم پراکنده شدندوکوچه خلوت شدبه اداره پاسپورت رفتم، درون حویلی تعدادقریب به دوصدنفرباهمان تراکم بیرون نشسته بودندوچندمامورمثل اینکه گله گوسفندی رابه زوردرون طویله جای دهنددوروبرراگرفته بوندونمی گذاشتندکسی ازجای خودبرخیزدویاکمی اینطرف وآنطرف برود ماموردیگری نام کسانی رامی خواندکه دیروزعریضه داده بودندوامروزبایدمراحل آنراطی می کردند. نامهاخوانده شدوخوانده شدتااینکه تعدادی نفرباقی ماندند! مامورگفت نام هرکس بود برودوآویزبانک بگیردوهرکس نامش نبودصبادوباره عریضه نوشته کنند ودم درتحویل دهند!

دوسه نفرپیش ماموررفتندکه : صاحب مادیروزعریضه داده بودیم نام مرانخواندی؟

ماموربابی اعتنایی گفت : اگرنام تانرانخواندم صبادوباره عریضه نوشته کنیدودم درتحویل دهید.

یکی ازمراجعین می خواست گب بیشتری بزندوماموربلندرتبه به ماموردیگراشاره کردکه اورابیرون کندوهمان اشاره کافی بودکه مامورفکرکنداین چیزی است که می تواندباآن نه مثل یک انسان بلکه یک حیوان رفتارکرده وباخشونت وبی احترامی ازحویلی بیرون نماید.

می خواستم به دفتررییس بروم ولی دم درماموری بودکه فقط یک چیزبلدبودوآن اینکه دست خودرابه آنطرف درقلاب کرده وبگویداجازه نیست ودیگرگوشی برای شنیدن هیچ چیزنداشته باشدوکه دراین کارچقدرمهارت داشت.

بلاخره ماموری راداخل حیاط دیدم وبه اوگفتم که می خواهم پیش رییس بروم آن فردنگاهی کردونمی دانم درمن چه دیدوبه مامورمحافظ دررییس اشاره کردکه بماندواوکه تاحالاهیچ سخنی رانمی شنیدمثل ماشین کوکی دست خودرابرداشت وگذاشت که داخل بروم.

داخل دفتررییس که بروی اول بایددفتردارراببینی، دفتردارپشت میزنشسته بودوعریضه های تحویلی امروزرامرتب می کرد، چندکارمنداداره پاسپورت عرایضی داشتندوازاومی خواستندکه عرایض آنهارانیزضمیمه کند، ورییس دفترقبول نمی کردومی گفت تعدادعریضه زیادشده همین اندازه که گرفتم بس است، سرانجام یکی ازمامورین عریضه خودرادادوبه اوپیشنهادکردکه اینهارابگیروازاول عرایض یک مقدارراکم کن!

ومن اینجافهمیدم که چراآنتعدادهموطنان ما،که عریضه داده بودندواسمشان خوانده نشده بوددلیلش درکجابوده است.

بالاخره موضوع پاسپورت ودعوت نامه رابه رییس دفترگفتم. اونگاهی به من کردوفکرکنم، شروع کردبه یک جنگ اداری بامن ودرچشمانش به راحتی می شدخواندکه ناراحت است که جوانکی به ایتالیادعوت شده است.

گفت بایدازاداره ات نامه بیاری!

به افغانفلم رفتم، جاییکه درجریان دعوت من به فستیوال فلم FICCبودند، رییس افغانفلم همکاری کردونامه مرتب شدودرآن ازلزوم اخذپاسپورت باتعجیل زمانی یادآوری شده بود، بعدازاخذنامه به اداره پاسپورت رفتم ودوباره پیش رییس دفتر، رییس دفترنامه راخواندوبعددوباره بدستم دادکه فرداساعت هفت بیاورم .

رفتم وصبح ساعت هفت آمدم، شلوغی همان شلوغی وقصه همان قصه روزقبل، فقط بااین تفاوت که فهمیدم کسی وکسانی است که یک ونیم هزارافغانی می گیردوعریضه هاراخارج ازنوبت ردمی کندوعریضه ردکردن دربین صدهاانسان منتظریعنی پاسپورت گرفتن، من مطان ازاینکه عریضه ام امروزازمجرای قانونی تحویل گرفته خواهدشد.خارج ازصف ایستادشدم ومنتظرشروع کارهای اداری، بالاخره خودرابه رییس دفتررساندم واوکه دیدمن دوباره آمده ام، نامه رابدون اینکه تحویل بگیردگفت این نامه قبول نیست شمااگرپاسپورت می خواهیدبایدازشخص وزیرویامعاونش نامه داشته باشید، افغانفلم چه است؟

برگشتم وبه وزارت اطلاعات وفرهنگ رفتم موضوع راباجانشین معین فرهنگی درمیان گذاشتم، امابایددوباره به افغانفلم می رفتم ونامه آنجانوشته می شودوبعدبرای اخذامضای معین به وزارت برمی گشتم، تقریبامسیرپیاده یکساعته ی را. نامه دوباره درافغانفلم نوشته شدوبالاخره معین صاحب هم امضاکردند.نامه راگرفته دوباره به اداره پاسپورت بردم، رییس دفتروقتی دیدکه نامه ی باامضای معین آورده ام گفت : اینه آلی مکتوبت درست شد، بخیرصبابیاییدعریضه تانراتحویل بدهید.

آمدم ودیگرصبح بازرفتم ، همان قصه وهمان صحنه وهمان رسیدن مرگباربه پیش رییس دفترکه امروزبه من قول داده بود، وقتی به من نگاه کردنامه را گرفت، رووپشتش رانگاه کردوبعدگفت: شمارتبه تان چنداست، دراینجانگفته بالارتبه هستید، برویداینجانوشته کندکه بالارتبه هستیدوبعدبیاورید، گفتم رییس صاحب من یک فلمسازآزادم، رتبه ندارم وحضورمن درفستیوال بمعنی حضورافغانستان است، همینکه معین صاحب وزارت اطلاعات وفرهنگ مکتوب داده، اهمیت موضوع روشن می گردد.

گفت زیادحرف نزنیدوبه ماموری که آنطرف بودگفت چرااینهارامیمانیدبالابیایند!

ومامورقبل ازاینکه بابی حرمتی مرابیرون کند، خودم بیرون شدم ودردل گفتم، گذشتم ازپاسپورت ورفتن به فستیوال.

دوباره گذرم به افغانفلم افتاددوستان راجع به پاسپورت پرسیدندوماجراراگفتند، یکی ازفلمسازان برجسته کشورگفت: توهنوزافغانستان رانشناخته ی ، اگرپول ندهی حتی ازکرزی هم نامه بیاوری اجرانمی شود، خودت راالکی الاف نکن یک کمی پول بده ظرف یکروز برایت می گیرند.

گفتم: به که پول دهم وچگونه؟

گفت: این کاردرافغانستان شرم ندارد، راحت می توانی ازرییس گرفته تاماموردم درپیشنهادکنی که کارعاجل داری وپاسپورت می خواهی وشرینی می دهی. تمام کسانی که آنجارفته اندهمین کارراکرده اند، کسی رییس نمی شودمگراینکه به مافوق خودپنج، ده ، پانزده هزاردالرداده باشدواوکه رییس شده  بایداین پولی راکه داده دوباره بدست آورد، بروووقت راازدست نده.

آمدم وبلاخره برای اولین باربه عمل خودشک کردم وگفتم آیابایدیک شهروندخوب برای وطنم باشم ویایک آدمی که بارشوه دادن فساداداری راتقویت می کند؟ برایم عذاب آوربودکه به کسی که لباس خدمتگذاری به مردم راپوشیده پشنهادرشوه ویاشیرینی کنم.

بیادسخنرانی آقای جاویدلودین افتادم که چندی پیش گفته بود: دولت یک خط تلفن بیست وچهارساعته مستقیم راراجع به فساداداری راه انداخته وهرشهروندی اگردچارمشکل شدمی تواندمشکل خودرابااین شماره درمیان گذاشته وکسانی که حرفهای آنهاراگوش می دهندنتیجه اقدماتی که صورت می گیردرادوباره به آنهااطلاع خواهندداد.

باخودگفتم چه خوب، تازمانی که راه قانونی بازاست می روم، والبته ازاین ببعددیگرپاسپورت گرفتن ورفتن به فستیوال برایم مهم نبود، مهم این شده بودکه بدانم اگراوامرمعین یک وزارت حتی دوجاده آنطرف ترنچلیدآیامرجعی است که دارای چنین اختیاری باشد؟

به شماره تلفن: 020210444 که لودین صاحب داده بودزنگ زدم، جوانی گوشی رابعدازشش، هفت زنگ برداشت. موضوع اداره پاسپورت ، واینکه کسانی هستندکه بادادن پول عریضه شان ردمی شودونامه معین فرهنگی وزارت اطلاعات ومشکلات مردم راگفتم.

جوان گفت، برادرمن حرفهایت راشنیدم آلی ماچه می توانیم؟

گفتم من مشکل رابه شماتوضیح دادم شمابایدیگوییدکه چه می توانید؟

بعدگفت پاسپورت یک اداره کوچک است فکرنمی کنی این مشکلات کوچک رارفته بارییسش صحبت کنی، مطمانا حل می شود.

گفتم مشکل همانجاست، این رییس شیشه دفترش برکوچه پاسپورت اشراف داردومی داندچه مشکلاتی است ولی حل نمی شودوبعداین اداره ی که شمافکرمی کنیدکوچک است چندان هم کوچک نیست! تمام ملت افغانستان روزی پاسپورت لازم داردوبه اینجامراجعه می کند، حتی خودشما؟

وقتی جوان فهمیدکه من استلال بلدم کمی درفکررفت وبعدازمدتی گفت آه راه حل پیداکردم شمابه وزارت داخله برویدچونکه اداره پاسپورت زیروزارت داخله است، حتمامشکل شماحل می شود؟

گریدت مبایلم تمام شدومکالمه من باشماره تلفن بیست وچهارساعته راجع به فساداداری قطع شد. به وزارت داخله رفتم، پیش ازرسیدن به وزارت چشمانم به دههاوطنداری خوردکه نمی دانم بخاطرتذکره ویاکاردیگری پیش دروزارت معطل بودندو سردرگریبان که چه کنند؟

به درکه رسیدم ماموری مسلح کارم راپرسیدگفتم می خواهم یک رییس راببینم ومشکلم هم اینست. گفت اجازه نیست شمابرویدصبابیایید!

آمدم وتصمیم گرفتم که رشوه بدهم، تابدانم که اگرحکومتی دراین کشورنیست آیارشوه می توانداین خلاراپرکند؟

به کسی موضوع راگفتم: گفت چراوقت نگفته بودی، یکی رامی شناسم، پنج هزارافغانی می گیرددوروزه پاسپورت می آورد، عکس داری؟

عکس وپول دادم.

صبادلال بدون پاسپورت برگشت وپول رابه من مستردکردوگفت ازدیروزدیگرجورنمی شودبسیارببخشید، بنظرم ازبالاهااقدام شده .

خوشحال شدم وگفتم خیراست که حالاپاسپورت نگرفتم ولی شایدهمان تلفن من کاری کرده باشد، شایدراه غیرقانونی مسدودشودوهموطنانی که پولی برای رشوه ندارندبتوانندپاسپورت بگیرند.

دراین گیرودارنمی دانم چگونه موضع دعوت نامه به صدارت وپیش دفتریکی ازمعاونین رییس جمهوررسیده بوده است. کسی زنگ زدوگفت، من به اداره پاسپورت تلفن کردم رییسش نبودولی رییس دفترش جنرال فلان! نام داردموضع شمارابااوگفتم، گفت که شمارامی شناسد، همی حالابروکه مشکل شماحل شود.

تشکرکردم وازکاری که دست کشیده بودم دوباره بااین تلفن ادامه اش راگرفتم. به اداره پاسپورت رفتم وپیش رییس دفتر،رییس دفترکه مرادیدخودش راناآشناسردادوگفت: فرمایش؟! گفتم که من همانم که دعوت نامه داشتم وازمعین فرهنگی وزارت اطلاعات مکتوب آورده بودم وازصدارت باشماراجع به من تلفن کرده اند.

گفت: اسم آنکسی که تلفن کرده بودچه بود گفتم فلان! گفت: آره، شمامکتوب تانرابدهید، مکتوب وزارت اطلاعات رادادم، دوباره آنراخواند وبعدگفت شمابرویدصبابیاییدکه مستقیم شماراپیش رییس صاحب بفرستم.

دیدم که این بازی تمامی ندارد، رفتم وصباآمدم،وقتی ورق وعرایض مردم جمع شد، رفتم پیش وعریضه خودرادادم، اول گرفت بعد به فکررفت وبعدیادش آمدکه دیروزبه من گفته بود بیاکه تورامستقیم پیش رییس می فرستم ورق راپس دادوگفت رییس فعلا نیامده ساعتهای یازده می آید رفتم وساعت یازده برگشتم رییس دفتروقتی مرادوباره دیدهیچ نگاهی نگردوگفت عریضه رابته ! دادم زیرآن خودش امضاکربدون اینکه پیش رییس بفرستدوگفت : اینه تمام شدصبابیاکارهایش راانجام بده واینگونه یک مرحله کارتمام شد.

صبارفتم آویزبانک گرفتم وبعدماندکه پس صبارفته پاسپورتهای خودراتحویل بگیریم، ساعت سه بعدازچاشت وآدمهای که ازچندبندرستم تیرشده بودنددرانتظارپاسپورت زیرتابش تفنده آفتاب، مامورین بالای سرنشسته بودند، بلاخره رییس پاسپورت آمد وگفت:

-         کس مس که ازشمارشوت نگرفته؟ اگه گرفته خدانیامرزه که به من نگه؟

یک تعدادآدم گفتند: نه!

رییس دست خودرابعلامت دعادوردهانش برد وگفت:

-         اینه به همه ملالوم شدکه اینجارشوه نیست.

پاسپورت خودراگرفتم، بیرون آمدم که دم آداره پاسپورت صف است، صف جانکاه وطندارانی که ازولایات آمده اندتاامروزوشب تاصبح ساعت هفت رادرصف بمانندتابتوانندعریضه خودرابرای اخذپاسپورت تحویل دهند واین رنجی است که مردم درچنین زمانه ی می بیند، شنیدم بسیاری مردم راکه حتی زمان طالبان رامی ستودندکه رشوه ی نبودومردم فقط یک روزدرصف می ماندندوصاحب پاسپورت می شدند!

وبدین گونه من بعدازحدودده روزدویدن صاحب پاسپورتی شدم که روزوماه تولدم به انگلیسی درآن درج نیست! وازمسافرت به فستیوال فلمFICCنیزبازماندم، فلمم درغیاب من به نمایش درآمد اماچه فایده که کسی نبودتاراجع به فرهنگ وهنرسرزمین عزیزما، افغانستان گب بزند.

 

ملک شفيعي

۱۳۸٤/٤/۱۸
خبرهای تازه ازمرکزهنروفرهنگ افغانستان

خبرهای تازه ازمرکزهنروفرهنگ افغانستان

 

1-  خشکسالی درهزارجات فلم مستندی است راجع به وضعیت خشکسالیهای مفرط سال پیش درمناطق مرکزی افغانستان، این فلم که توسط مرکزهنروفرهنگ افغانستان ساخته شده است، درجشنواره بین المللی فلمهای مستندکیش برنده لوح زرین یادبودگردیده است. همچنان فلم خشکسالی درهزارجات، درفستیوال بین المللی فدراسیون جامعه سینمای ایتالیا دعوت گردیده است که ازتاریخ 7جون سال روان دربرنامه های اصلی این فستیوال به نمایش درآمدوکارگردان فلم نیزدراین فستیوال دعوت گردیده بود.کارگردان فلم خشکسالی درافغانستان ملک شفیعی است وتصویربردارآن محمدحیدری می باشد. لازم بیادآوری است این فلم دردوجشنواره فوق بعنوان تنهافلم افغانی بنمایش درآمده وبنحوی نمایندگی ازسینمایی افغانستان رامی کند.

2-  از14 تا22 ماه آپریل یک جشنواره بنام افغانستان فلم فستیوال درشهرکلن آلمان برگزارگردید، این جشنواره اولین جشنواره خاص فلمهای افغانی است که درخارج ازافغانستان برگزارمی گردد، ازمرکزهنروفرهنگ افغانستان دوفلم مستنددراین فستیوال بنمایش درآمد، فلم "انتهای زمین" که راجع به وضعیت پناهندگان درکشورهای اروپایی است وهمزمان باحادثه 11 سپتامبر2001  فلمبرداری شده است دربخش اصلی وفلم " سرزمین پامیر" دربخش جنبی این فستیوال بنمایش درآمد، سرزمین پامیرفلمی است که همزمان بااولین انتخابات ریاست جمهوری درولسوالیهای اشکاشم وواخان ولایت بدخشان ساخته شده است ودرعین حالیکه وقایع انتخابات رادراین نقاط دوردست دنبال می کند، نگاه مردم شناسانه به وضعیت فرهنگی، اجتماعی، آموزشی واقلیمی این سرزمی نیزداراست . حضورسه فلم ازمرکزهنروفرهنگ افغانستان درجشنواره های خارجی طی دوسه ماه اخیرنشان خوبی ازسطح واندازه فعالیت مرکزمی باشد.

3-  مرکزهنروفرهنگ افغانسان درطی شانزده روزازتاریخ اول می تا16 می مسولیت سازماندهی یگ گروه ازفلمسازان مستندپولندی رادرافغانستان بعهده داشت، این گروه که می خواستندباهماهنگی وزارت امورخارجه افغانستان وکمسیون مستقل حقوق بشرافغانستان راجع به قتل خانمی درولایت بدخشان فلم بسازندبه این ولایت دوردست نیزمسافرت داشتند. مرکزهنروفرهنگ افغانستان امکانات ترانسپورتی، وسایل فلمبرداری، صدابردار، مترجم وفیکسردراختیاراین گروه گذاشته بود، گروه فوق ازسوی سازمان Eureka Media  کشورپولندتمویل می گردد، لازم بیادآوری است این سازمان درتلاش است یک کلاس دو ماهه مستندسازی رابرای تعداددوازده دانش آموزافغان در لیسه مسلکی هنرهادرشهرکابل تدویرنمایند.

برای اطلاعات بیشترراجع به فعالیتهای مابه سایت انترنتی :

www.cacakabul.org

مراجعه نمایید.

 

 

 

ملک شفيعي

[خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]